ديدگاه امام صادق عليه السّلام در بارهء علم نجوم
[ 507 ] معلّى بن خنيس مىگويد : از امام صادق عليه السّلام در بارهء نجوم پرسيدم كه آيا راست است ؟ امام عليه السّلام فرمود : آرى ، همانا خداى عزّ و جلّ مشترى را به صورت مردى به زمين فرستاد و او مردى از عجم را گرفت و علم نجوم را به او آموخت تا جايى كه گمان كرد آن را فرا گرفته است و سپس به دو گفت : اكنون بنگر مشترى در كجاست ؟ آن مرد گفت : من آن را در فلك نمىيابم و نمىدانم در كجا قرار دارد . مشترى او را از خود دور كرد و دست مردى هندى را گرفت و به او آموزش داد و گمان كرد كه او آن علم را به كمال رسانده . در اين هنگام به او گفت : اكنون بنگر مشترى در كجا قرار گرفته است ؟ آن مرد گفت : بر پايهء محاسبات من تو همان مشترى هستى . مشترى كه اين سخن را شنيد فريادى زد و از دنيا برفت ، و علم او در خاندان آن مرد همچنان به ارث رسيد و از همين رو جايگاه اين دانش در همان جاست .
[ 508 ] از امام صادق عليه السّلام از علم نجوم پرسش كردند حضرت عليه السّلام فرمود : آن را نداند مگر خاندانى از عرب و خاندانى از اهل هند .
رفتار امام صادق عليه السّلام با پيشبينىكنندگان خلافت ايشان
[ 509 ] معلّى بن خنيس مىگويد : در زمانى كه سياهپوشان [ طرفداران ابو مسلم خراسانى ] ظهور كردند پيش از ظهور بنى عباس من نامههايى از عبد السلام بن نعيم و سدير و جمع ديگرى براى امام صادق عليه السّلام بردم كه در آن نامهها به آن حضرت نوشته بودند كه : ما پيش بينى كرده مقرّر مىدانيم كه امر خلافت به شما خواهد رسيد ، اينك خودتان چه نظرى داريد ؟ حضرت عليه السّلام نامهها را به زمين كوفت و فرمود : واى بر شما ، واى بر شما . من امام اين جماعت نخواهم بود . آيا اينان نمىدانند كه براى رسيدن ما به خلافت بايد سفيانى كشته شود .