حج از شيعيان پذيرفته مىشود
[ 318 ] معاذ بن كثير مىگويد : در موقف عرفات نگريستم در حالى كه مردم فراوانى در آن بودند ، پس به امام صادق عليه السّلام نزديك شدم و عرض كردم : اهل موقف فراوانند ! حضرت عليه السّلام نگاهى انداخت و ديدهاش را چرخاند و فرمود : نزديك بيا اى ابا عبد اللَّه [ كنيهء معاذ ] ، اينها كف و زبالههايى است كه موج از هر سو آورده ، نه ، به خدا سوگند حجّى پذيرفته نيست مگر از شما ، نه ، به خدا سوگند خداوند جز از شما حج ديگرى را نخواهد پذيرفت .
[ 319 ] اين حديث تكرار حديث 71 است كه ترجمهء آن گذشت و كلينى آن را تكرار كرده است .
تظلّم حضرت زهرا عليها السّلام
[ 320 ] ابو هاشم مىگويد : هنگامى كه على عليه السّلام را از خانه بيرون بردند حضرت فاطمه عليها السّلام نيز به دنبال آن حضرت بيرون آمد در حالى كه پيراهن رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را روى سر گذاشته بود و دست حسن و حسين عليه السّلام را در دست داشت و مىفرمود : مرا با تو چكار اى ابا بكر ؟ مىخواهى بچههايم را يتيم كنى و مرا بىشوهر ؟ به خدا سوگند اگر بد نمىبود مو پريشان مىكردم و به درگاه پروردگارم فرياد مىزدم . مردى از ميان آن جمعيت [ آن ملعون را مورد خطاب نموده ] گفت : از اين كار چه منظورى دارى ؟ [ يعنى مىخواهى عذاب بر اين امّت نازل كنى ] سپس حضرت زهرا عليها السّلام دست على عليه السّلام را گرفت و از مسجد بيرون برد .
[ 321 ] عبد الحميد طايى از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : به خدا قسم اگر فاطمهء زهرا عليها السّلام موى خود را پريشان كرده بود همهء مردم يك جا مرده بودند .