نكنى تو را مىكشم . آن مرد به دو گفت : كشته شدن من به دست تو بزرگتر از كشته شدن حسين بن على عليه السّلام فرزند رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به دست تو نيست . پس يزيد دستور داد و او را بكشتند . سپس در پى على بن الحسين عليه السّلام فرستاد و همان سخنى را به او گفت كه به آن مرد قرشى گفته بود . على بن الحسين عليه السّلام به او گفت : آيا اگر اقرار نكنم مرا نيز چونان مردى كه ديروز كشتى مىكشى ؟ يزيد - كه لعنت خدا بر او باد - پاسخ داد : آرى . على بن الحسين عليه السّلام به او فرمود : به آنچه تو مىخواهى اقرار مىكنم ، من بندهاى مجبورم كه اگر بخواهى نگاهم مىدارى و اگر بخواهى مىفروشىام . يزيد - كه لعنت خداى بر او باد - به ايشان گفت : اين براى تو بهتر شد كه هم خونت را حفظ كردى و هم از شرفت كاسته نشد .
فرق بين ناصبى و زيدى
[ 314 ] عبد اللَّه بن مغيره مىگويد : به حضرت ابو الحسن عليه السّلام عرض كردم : من دو همسايه دارم يكى ناصبى و ديگرى زيدى و من ناگزيرم با آنها رفت و آمد داشته باشم . با كدام يك آمد و شد كنم ؟ امام عليه السّلام فرمود : هر دو بد هستند ، هر كه آيهاى از كتاب خدا را تكذيب كند اسلام را پشت سر خويش رها كرده است و همهء قرآن و انبيا و پيامبران را تكذيب نموده .
امام عليه السّلام سپس فرمود : اين يكى [ ناصبى ] دشمن توست و آن زيدى دشمن ما .
مجازات بىتفاوت بودن در برابر توهين به ائمه عليهم السّلام
[ 315 ] عبيد بن زراره از پدرش و او از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرموده است :
هر كس در مجلسى بنشيند كه در آن به امامى از امامان دشنام داده شود و اين شخص بتواند به دفاع برخيزد و چنين نكند ، خداوند عزّ و جلّ در دنيا جامهء خوارى بر پيكرش كشد و در آخرت به كيفر گرفتارش كند و نيكوئيهاى معرفت ما را كه به او داده ، از او بستاند .
در فضيلت شيعه
[ 316 ] ابو شبل مىگويد : امام صادق عليه السّلام خطاب به من چنين آغاز سخن كرد و فرمود :