تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨

زيور و زينت مؤمن در دنيا و آخرت

[ 311 ] عبد اللَّه بن سنان مىگويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : سه چيز است كه مؤمن بدان مىبالد و زيور دنيا و آخرت بشمار است : نماز آخر شب ، نوميدى او از آنچه در دست مردمان است و دوست داشتن امام از آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم . امام عليه السّلام فرمود : و سه كس بودند كه بدترين خلق خدا بودند و بهترين آفريدگان خدا گرفتار ايشان بودند : ابو سفيان كه با پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم جنگيد ، معاويه كه با على عليه السّلام دشمنى ورزيد ، يزيد بن معاويه - كه نفرين خدا بر او باد - كشندهء حسين بن على عليه السّلام كه با او آن قدر بستيزيد كه بكشتش .

منفورترين چيز در پيشگاه خداوند

[ 312 ] ابو حمزه ثمالى از حضرت زين العابدين عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : حسب براى قرشى و عربى نيست جز به فروتنى ، و كرامتى نيست جز به پرهيزگارى ، و عملى نيست جز به نيّت ، و عبادتى نيست جز به ژرف‌انديشى در دين . آگاه باشيد كه منفورترين مردم به پيشگاه الهى آن كس است كه به سنّت يك امام اقتدا مىكند ولى از اعمال او پيروى نمىكند .

سه خصلت مخصوص مؤمن

[ 313 ] بريد مىگويد : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : يزيد بن معاويه براى رفتن به حج به مدينه آمد و آن جا سوى مردى از قريش فرستاد ، و چون به نزد او آمد يزيد بن معاويه به دو گفت : آيا تو اقرار مىكنى كه بندهء من هستى ، اگر بخواهم تو را مىفروشم و اگر بخواهم به بردگى خويش درت مىآورم ؟ آن مرد گفت : به خدا اى يزيد تو از نظر حسب و نسب در ميان قريش ارجمندتر از من نيستى و پدر تو در اسلام و جاهليّت از پدر من گراميتر نبوده و خود تو هم در ديندارى فضيلتى بيش از من ندارى و از من بهتر نيستى ، پس چگونه به آنچه خواستى اقرار كنم ؟ يزيد به او گفت : به خدا سوگند اگر اين اقرار را
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 278 | آژير / الشيخ الكليني