تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧

در فرار از و با

[ 85 ] حلبى مىگويد : از امام صادق عليه السّلام پيرامون وبايى پرسش كردم كه در برزنى از شهر مصر پديد آمده بود و شخصى به برزن ديگرى انتقال مىيابد يا از مصر به سرزمين ديگرى مىرود . امام عليه السّلام فرمود : اشكالى ندارد ، پيامبر هنگامى آن را ممنوع داشت كه اين بيمارى در ميان مرزداران دشمن بود كه ميانشان و با افتاده بود و همه از و با مىگريختند . پس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : گريزندهء از آن همچون گريزندهء از جنگ است تا مبادا مراكزشان از نيرو تهى گردد .

سه چيز كه همهء انسانها بدان مبتلايند

[ 86 ] امام صادق عليه السّلام فرمود : سه چيز است كه نه پيامبر و نه شخص كمتر از او از آن رهايى نيابند : انديشيدن با پريشان فكرى پيرامون آفرينش و فال بد زدن و حسادت مگر آنكه مؤمن حسادتش را به كار نزند .

حديث در درمان تب

[ 87 ] على بن ابو حمزه به نقل از امام كاظم عليه السّلام مىگويد كه آن حضرت به من فرمود : هفت ماه است كه تب مىكنم و پسرم هم دوازده ماه تب كرد و اين تب بر ما فزونى مىگيرد ، و احساس مىكنم كه اين تب در همهء پيكرم نيست و گاهى در بالاى تن احساس مىشود و در پائين خير ، و گاهى در پائين احساس مىشود و بالاخير . عرض كردم : قربانت گردم اگر اجازه دهى برايت حديثى را باز گويم كه ابو بصير از جدّت نقل كرده است ؟ حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم هر گاه تب مىكرد از آب سرد يارى مىجست و ايشان در اين هنگام دو جامه داشت : جامه‌اى در آب سرد و جامه‌اى بر تن كه جاى آن دو را عوض مىكرد و سپس چنان ندا مىداد كه بر در خانه نيز صداى او شنيده مىشد : اى فاطمه دختر محمّد ! حضرت كاظم عليه السّلام فرمود : راست گفتى . عرض كردم : قربانت گردم آيا براى تب خود
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 147 | آژير / الشيخ الكليني