ايمان بدر آورد ، و همانا شفاعت پذيرفته مىشود ولى در بارهء بد خواه ما كه ناصبى است پذيرفته نيايد ، و همانا مؤمن براى همسايهء تهيدست خود از هر كردار خوب شفاعت كند و بگويد : پروردگارا ! اين همسايه آزار را از من باز مىدارد ، پس شفاعت وى در بارهء او پذيرفته مىآيد . پس خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد : منم پروردگار تو و سزاوارترم كه از سوى تو به دو پاداش برم ، و او را با وجود اينكه هيچ عمل خوبى ندارد به بهشت برد ، و همانا كمترين تعداد شفاعتشدههاى يك مؤمن سى انسان گناهكار است و از همين روست كه دوزخيان مىگويند :
فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ * وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ
« 1 » .
حديث در سبك شمردن مؤمن
[ 73 ] ابو هارون مىگويد : من در خدمت امام صادق عليه السّلام بودم كه به چند تن فرمود : چرا شما ما را سبك مىشماريد ؟ پس مردى خراسانى برخاست و گفت : به خدا پناه مىبريم از اينكه به تو يا چيزى از اوامر تو بىتوجّه باشيم و آن را سبك انگاريم . امام عليه السّلام فرمود :
آرى تو خود يكى از كسانى هستى كه مرا سبك مىشمارى . او گفت : به خدا پناه مىبرم از اينكه شما را سبك بشمارم . امام عليه السّلام فرمود : واى بر تو ! آيا نشنيدى فلانى وقتى كه ما نزديك جحفه بوديم به تو مىگفت : مرا به مسافت يك ميل سوار كن كه به خدا واماندهام ؟
و به خدا سوگند تو به او نگاه هم نكردى و هيچ پاسخى به دو ندادى و او را سبك شمردى و هر كس مؤمنى را سبك شمرد ما را سبك شمرده است و احترام خداوند را تباه ساخته است .
حديث در ربودن حق اهل بيت عليهم السّلام و فدك
[ 74 ] عبد الرحمن بن ابى عبد اللَّه مىگويد : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : همانا خداوند عزّ و جلّ بر ما منّت نهاد كه با يگانگى خود آشنامان كرد و بر ما منّت نهاد و به رسالت
هامش
( 1 ) « در نتيجه شفاعتگرانى نداريم ، و نه دوستى نزديك » ( سورهء شعراء / آيهء 100 و 101 ) .