خدمتكاران خود مىگويد : اين پرتو درخشان چيست ؟ شايد خداوند جبّار به من نگاهى انداخته است ، و خدمتكارانش مىگويند : خداوند جلّ جلاله قدّوس است قدّوس ، اين پرتو درخشان يكى از حوريان جفت توست كه هنوز به ملاقات او نرفتهاى و از ميان خيمهء خويش به شوق ملاقات تو سركشيده و شيفتهء ديدار توست و چون ديد تو بر تخت خود تكيه زدهاى لبخندى زد ، و اين روشنى و پرتوى كه تو را فرا گرفت از سفيدى دندانهاى پاكيزه و لطيف اوست .
پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىفرمايد : ولىّ خدا مىگويد : به او اجازه دهيد تا نزد من بيايد ، پس هزار غلام و هزار كنيز بر هم پيشى مىگيرند تا به آن حوريه اين مژده را برسانند و او از خيمهء خود فرود مىآيد در حالى كه هفتاد پيراهن بافته از طلا و نقره و شرابههاى درّ و ياقوت و زبرجد بر تن كرده است كه با مشك و عنبر رنگهاى گوناگونى پذيرفته است ، و مغز ساق پايش از آن سوى هفتاد پيراهن هويداست ، و هفتاد ذراع قامت دارد ، و ميانهء دو شانهاش ده ذراع است ، و هر گاه به نزديك ولىّ خدا آيد خدمتكاران با سينىهاى طلا و نقره كه پر از درّ و ياقوت و زبرجد است به پيشواز او مىروند و آنها را بر سر او مىريزند و سپس مؤمن او را در آغوش مىكشد حوريه هم مؤمن را در آغوش مىكشد و نه مؤمن خسته شود و نه حوريه .
راوى مىگويد : امام باقر عليه السّلام سپس فرمود : بهشتهايى كه در قرآن آمده چنين است :
1 - بهشت عدن 2 - بهشت فردوس 3 - بهشت نعيم 4 - بهشت جنّة المأوى .
امام باقر عليه السّلام در ادامه فرمود : براى خداوند عزّ و جلّ بهشتهايى است در درون اين بهشتها ، و همانا هر مؤمن تا جايى كه دوست داشته باشد و بخواهد بهشت دارد ، و در آنها هرطور خواهد از نعمت برخوردار گردد و خوش گذراند ، و هر گاه مؤمن در بهشت اشتهايى يابد دعوتش همين است كه بگويد :
سبحانك اللّهمّ
، و به محض اينكه اين سخن را ادا كند خدمتكاران بشتابند ، و بدون آنكه از آنها بخواهد يا دستورى بديشان دهد برايش
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: آژير
ص١٣٦