فراهم مىآورند ، و اين است مفهوم سخن پروردگار كه :
أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ
« 1 » و
فَواكِهُ وَ هُمْ مُكْرَمُونَ
« 2 » ، يعنى چيزى را نخواهند و در بهشت بدان ميل نيابند مگر آنكه با آن پذيرايى شوند .
حديث در باب سخن توجيهدار
[ 70 ] ابو بصير مىگويد : من نزد امام باقر عليه السّلام بودم كه به ايشان عرض شد : سالم بن ابى حفصه و يارانش [ از غلات مخالف امام بودند ] از تو گزارش مىدهند كه تو سخنى مىگويى كه هفتاد توجيه دارد و از هر راهى مىتوانى خود را از مسئوليت رها سازى .
امام عليه السّلام فرمود : سالم از من چه توقعى دارد ؟ مىخواهد فرشتهها را در برابر او رژه دهم ؟
به خدا كه پيغمبران نيز چنين چيزى را نياوردهاند . ابراهيم عليه السّلام فرمود :
إِنِّي سَقِيمٌ
« 3 » در حالى كه بيمار نبود و دروغ هم نگفت ، و همچنين ابراهيم مىفرمايد :
بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا
« 4 » در حالى كه بزرگشان اين كار را نكرده بود و او هم دروغ نگفته ، و يوسف عليه السّلام نيز فرمود :
أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
« 5 » و به خدا سوگند نه ايشان سارق بودند و نه او دروغ گفته بود .
حديث ابو بصير با امّ خالد
[ 71 ] ابان به نقل از ابو بصير مىگويد : من نزد امام صادق عليه السّلام نشسته بودم كه أمّ خالد بر ما وارد شد و اجازهء شرفيابى خواست ؛ او همان بانويى است كه يوسف بن عمر از او بريده بود . امام صادق عليه السّلام به من فرمود : خوشت مىآيد سخن آن بانو را بشنوى ؟ عرض كردم :
هامش
( 1 ) « آنان روزى معيّن خواهند داشت » ( سورهء صافات / آيهء 41 ) .
( 2 ) « [ انواع ] ميوهها ! و آنان مورد احترام خواهند بود » ( سورهء صافات / آيهء 42 ) .
( 3 ) « و گفت : من كسالت دارم » ( سورهء صافات / آيهء 89 ) .
( 4 ) « گفت : [ نه ] بلكه آن را اين بزرگترشان كرده است » ( سورهء انبياء / آيهء 63 ) .
( 5 ) « اى كاروانيان ! قطعا شما دزد هستيد » ( سورهء يوسف / آيهء 70 ) .