تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
روز را گذرانيد بىآنكه او را ببيند ، پس از حال او جويا شد . بديشان عرض كردند : يا رسول اللَّه ! چند روزى است كه او را نديده‌ايم . پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كفش بر پاى كرد و اصحابش نيز با او كفش بر پاى كردند و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به راه افتاد تا همگى به بازار روغن فروشان رسيدند و ناگاه ديدند كه در دكان مرد كسى نيست . حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از همسايگانش حال او را پرسيد . گفتند : يا رسول اللَّه ! او مرده است . وى نزد ما شخصى امين و درستكار بود جز آنكه خصلتى خاص داشت . حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : آن خصلت چه بود ؟ گفتند : لوده بود - دنبال زنها مىافتاد - پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : خدا او را رحمت كند . به خدا كه مرا سخت دوست مىداشت و اگر برده فروش هم بود ، باز خدا او را مىآمرزيد .

حديث امام صادق عليه السّلام در فضل شيعه

[ 32 ] ميسر مىگويد : به حضور امام صادق عليه السّلام شرفياب شدم . فرمود : يارانت چگونه‌اند ؟ گفتم : قربانت ما در نزد ايشان از جهود و ترسا و گبر و مشركان بدتريم . راوى مىگويد : امام عليه السّلام در حالى كه تكيه زده بود برخاست و نشست و فرمود : چه گفتى ؟ عرض كردم كه : به خدا سوگند ما شيعه در نزد مخالفان از جهود و ترسا و گبر و مشركان بدتر هستيم . امام عليه السّلام در پاسخ فرمود : هان به خدا سوگند از شما نه دو تن كه يك تن هم به دوزخ نخواهد رفت . به خدا شما همانهايى هستيد كه پروردگار در بارهء ايشان فرموده :
وَ قالُوا ما لَنا لا نَرى رِجالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ * أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ * إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ
« 1 » ، و سپس فرمود : به خدا سوگند شما را در دوزخ بجويند و هيچ كس از شما را در آن نيابند .
هامش
( 1 ) « و مىگويند : « ما را چه شده است كه مردانى را كه ما آنان را از [ زمرهء ] اشرار مىشمرديم ، نمىبينيم ؟ آيا آنان را [ در دنيا ] به ريشخند مىگرفتيم يا چشمها [ ى ما ] بر آنها نمىافتد » ؟ اين مجادلهء اهل آتش قطعا راست است » ( سورهء ص / آيهء 62 تا 64 ) .