بخورانند اخراج ما فى الرّحم نمايد .
ديگر : قطران ، عود ، سداب و شحم حنظل ، از هريك برابر [ هم ] ، نرم كوفته [ و ] فرزجه سازند [ كه ] جنين ساقط كند .
ديگر : جاوشير ، جندبيدستر ، قند سپيد و زهرهء گاو مساوى بگيرند و به هم آميزند و يك درم با آب گرم بدهند و پس از زمانى تحريك عطسه كنند به قانونى كه گفته شد فى الفور اخراج جنين و مشيمه كند .
ديگر : پوست مار و سرگين كبوتر فرادى يا يك جا اگر تبخير كنند ، زود برآرد .
هرگاه بدين تدابير برنيايد ، بايد كه دايه دست اندر كند و [ جنين و مشيمه را ] برون كشد به نهجى [ يعنى به گونهاى ] كه عضوى ديگر را آفت نرسد .
[ 1275 ] فايده : آنجا كه سود ندهد در اخراج جنين ميت ، آن را پارهپاره كرده برون آرند ؛ چنانچه قابلههاى اين كار واقفاند . و فيه خطر عظيم . پس تا آنكه مطلب به ديگر تدابير برآيد بدين عمل توجه نكنند .
[ 1276 ]
قسم ششم : در احتباس « 1 » نفاس
بايد دانست كه خونى كه عقب برآمدن بچه ظاهر شود ، آن را نفاس گويند و مدت او در ذكر و انثى مختلف بود : در ذكر ، پانزده روز تا سى روز بود و در انثى ، سى و پنج روز تا چهل روز باشد . و آنچه بدين و تيره نيامد و حال آنكه واجب الدّفع باشد ، همان امراض رديّه كه از احتباس طمث شود احداث كند . در اين صورت لازم است كه به ادرار او كوشند بدانچه در احتباس طمث مذكور است . و اين دوا سود دارد : تخم كرفس ، باديان ، پرسياوشان و مشكطرامشيع بجوشانند و نبات آميخته بنوشانند . و تبخير مقل و زوفا و حرمل و علك البطم و خردل سود دارد .
[ 1277 ] فايده : بدان كه گاه باشد كه زن ضعيف و لاغر بود و خون بسيار نداشته باشد كه پس از ولادت برآيد و اين ، ضرر كمتر دارد و محتاج به تدبير نيست .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Restraint.