قسط تلخ ، سليخه ، نانخواه ، فوتنج ، مرزنگوش ، تخم هليون ، حلبه ، فراسيون ، جعده ، عود بلسان و اسارون ، از هريك جزوى ، جمله را بجوشانند و زن را در وى نشانند . و بعد از اسقاط واجب است كه مقل و زوفا و حرمل و صعتر و علك البطم و خردل هركدام موجود شود بسوزند و بخور او به رحم رسانند تا خون سايل شود و غليظ نگردد .
[ 1282 ]
قسم نهم : در تدبير بازداشتن از حمل پذيرفتن
« 1 » [ قانون ] كليه در اين آن است كه مرد زن را هنگام جماع تنگ اندر نكشد و رانهاى او بلند برندارد و هنگام انزال آلت را چندان كه تواند برونسو كشيده دارد و جهد كند كه تا انزال آن با انزال زن اتفاق نيفتد و پس از انزال زود جدا شود و عورت را بفرمايد كه به سرعت برخيزد و هفت بار يا نه بار پيشپيش جهد [ يعنى به جلو بپرد ] و عطسه آورد تا كه منى از رحم فرود افتد . و اگر سر قضيب به روغن كنجد چرب كنند ، منى را بلغزاند و در رحم آويخته ندهد .
ديگر : گوشت زرد كه ميان دانههاى انار مىباشد بكوبند و شب يمانى سوده در او آميزند و شياف سازند و پيش از جماع و بعد آن زن حمول سازد [ كه ] از آبستن بازدارد .
ديگر : فلفل بعد از جماع در قبل نهادن و نعناع پيش از مباشرت برداشتن و سرگين موش با شهد فرزجه ساختن منع كل مىكند .
ديگر : اگر بول اشتر با آب آهن تافته آميخته بنوشند . هرگز آبستن نشود .
ديگر : اگر سرگين فيل خشك كنند و با شهد زن را بخورانند ، تمام عمر حمل نپذيرد . و سرگين فيل برداشتن نيز منع حمل مىنمايد . و گفتهاند اگر جنطيانا با حنا آميزند و دست زن بدان خضاب كنند ، منع حمل كند و احتباس حيض ننمايد .
ديگر : خون نفاس كه از فرزند نخستين باشد اگر عورت در تمام بدن خود بمالد ، در عمر خود بار نگيرد .
نيكوترين و بهترين و آسانترين حيل آن است كه عند الانزال پارچهيى باريك [ يعنى نازك ] بر قضيب در پيچد و دخول نمايد و بعد از فراغ آن را برون كشد تا منى در ميان پارچه برون آيد .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Contraceptive.