اگر هزال زن سبب اسقاط باشد و اين از نحافت و لاغرى بدن پيداست ، علاج [ او آن است كه ] اغذيهء مسمنه چون هريسه و عصيده و روغن گاو و شكر بخورانند و روغن بنفشه بادام بر بدن ماليدن و بعد از غذا استحمام معتدل نمودن سود دارد .
اگر سببى ديگر موجب بود ، به ازالهء وى كوشند مع رعايت وقت و مزاج كه بارها ذكر يافته .
[ 1269 ] تنبيه : موجبات اسقاط ، در اكثر همان است كه در عقر مذكور شد ؛ امّا جهت تسهيل مطلب عند الطّلب ، به قسم علىحده نيز ذكر نموده ، بالجمله ، در تحصيل باقى مقاصد كه متعلق به اسقاط باشد به عقر رجوع نمايند .
[ 1270 ]
قسم چهارم : در عسر ولادت
« 1 » اين بر چند گونه است :
يكى : آنكه به سبب فربهى زن و صغر رحم و ضيق مسلك از عدم اتساع فم رحم چنانچه بايد و ضعف دافعه [ كه ضعف دافعه را از ] نامحسوس كردن زن در خود حركت اخراج - چنانكه شايد - توان دانست .
علاج : روغن بنفشه و زنبق و زيت و پيهء مرغ و بطّ و مغز ساق گاو بر شكم و پشت بمالند . و بابونه و شبت و مرزنگوش و اكليل الملك در آب بجوشانند و آن را در اين بنشانند چنانكه آب تا ناف باشد . و مشكطرامشيع و پرسياوشان بجوشانند و نبات آميخته بنوشانند . و به شونيز و جندبيدستر و كندش تحريك عطسه كنند و چون عطسه آمدن گيرد ، دهن و بينى آن را بگيرند تا قوت دفع درون سو افتد و به اخراج جنين مدد دهد . و سم اسب و استر و خر دود كردن نفع دارد . و شورباى مرغ فربه نوشيدن مفيد است .
دوم ، آنكه هواى سرد يا برودتى موجب تكاثف فم رحم شود . و اين از وجود برد و تكاثف فم رحم تواند آن دانست .
علاج : به حمّام گرم برند و در آب نيم گرم سبك نشانند و ادهان مسخّنهء مليّنه كه ذكر يافت بمالند و به عسل فرزجه سازند .
سوّم ، آنكه سطبرى مشيمه سبب عسر شود . بايد دانست كه مشيمه پردهايست كه در
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Difficulty in labour ; dystocia ; mogitocia.