بخور مريم نهد ، بيم باشد كه بچه ساقط كند .
ديگر : عصارهء بخور مريم اگر بر شكم طلا كنند يا پيه بدان آلوده بردارند بيفكند .
ديگر : عصارهء برگ حنظل در رحم حقنه كردن و پشم پاره بدان تر كرده فرزجه ساختن مجرب است .
ديگر : عصارهء عرطنيثا حقنا و حمولا مقرر است .
ديگر : اشنان پارسى سوده ، سه درم بخورد فى الفور ساقط كند .
ديگر : افسنتين و شاهتره چند روز پيوسته بخورانند ، بيفكند .
اين دوا مناسب محرورى مزاج است : صفت دواء مركب : انگزد ، نيم درم ؛ سداب خشك ، سه درم ؛ مرّ ، يك درم ؛ جمله [ را كه ] يك شربت است و بامداد و شبانگاه با طبيخ ابهل بدهند [ تا ] بچه بيفكند .
ديگر : ترياق اربعه در اين باب مجرّب است .
شيافى كه نفع دارد و به غايت قوى است : نوشادر سوده ، ده درم ؛ اشق ، سه درم ، اشق را در آب يا چيزى ديگر كه مناسب بود حل كنند و نوشادر را در آن بسرشند و شياف سازند درازتر از خستهء خرما و يكى از آن در دهن رحم نهند و تمام شب بدارند و او بر بالش رانها افراشته تمام شب بخسبد .
ديگر : پوست مار دود كردن چنانچه دود آن به رحم اندر شود البته فرود افكند .
ديگر : كه گرم مزاج را سود دارد : خطمى سوده ، يك وقيه با نيم من آب سرد آميخته بنوشانند [ كه ] بچه را بلغزاند .
[ 1281 ] فايده : چون خواهند بچه بيفكنند ، نخستين [ زن را ] به حمّام برند و شكم او به روغن بيد انجيز يا كنجد بمالند و شورباى چرب دهند و از قوابضات منع فرمايند بعده [ يعنى پس از آن ] مسقطات به كار برند تا مطلب به آسانى و بىرنج برآيد .
ديگر : سقمونيا قدرى با آب سداب تر كنند و بسايند و شوهر بر قضيب طلا كرده قربت كند بچه بيفتد .
ديگر : كنجد كوفته [ به ] مقدار بيست درم در آب بخيسانند يك شب و صباح آن آب [ را ] صافى نموده بنوشند بچه بلغزد .
ديگر كه بچهء زنده و مرده و مشيمه برون آرد : مشكطرامشيع ، برنجاسف ، اگير تركى ،
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 956
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٩٥٦