تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
فايده : « شارح اسباب و علامات » ، در علامات اين قسم بر قول « ماتن » نظر دارد ؛ يعنى عدم وجع و غيرها باوجود انجراد جرم معده و با وقوع ورم گرم از محالات است . و بر اين فقير زعم « شارح » بر خلاف مراد « ماتن » است ؛ زيرا كه علاماتى كه « ماتن » ذكر نموده ، مخصوص به ذهاب خمل است كه اذيت سبب در وى باقى نمانده باشد ؛ مثلا از خلط اكّال يا سموم حاره سطح معده منجرد شود و خمل وى زدوده گردد پس سطح وى درشت شود و هيچ اثر خراش باقى نماند امّا خمل معدوم باشد كه بدين حالت مختص است آنچه [ از علائم كه ] « ماتن » گفته ؛ و گرنه ظاهر است كه باوجود انجراد معده [ اگر اثر خراش هم چنان باشد ] ، عدم وجع و غيرها كه ذكر يافته ، خلاف واقع است . علاج : تا كه سبب باقى است در ازالهء وى كوشند از آنچه در مقام هريك مذكور است . بعد ذلك ، جهت تقويت معده و إنبات خمل ، ادويه باردهء قابضه چون سماق و ورد و طباشير و فوفل و صندل و پوست انار و حضض و عصارهء لحية التيس به آب آس يا به آب برگ كرم [ يعنى مو ] يا به آب به آميخته بر معده ضماد كنند . و پوست جو و شبت و بهى با روغن بادام تناول نمايند . و اگر در مزاج حرارت بود ، با مراق لحوم خفيفه چون كبك و تيهو و درّاج و مانند آن اغتذا فرمايند تا بر معده اسهل بود و نفوذ وى اسرع باشد به سوى جگر . و بعد از اكل ، تا دير خوابيده باشند بر پهلوى راست و هيچ حركت نكنند كه در انزلاق يارى دهد . و گفته‌اند كه حسوى از شير و سميد يعنى نان سپيد سازند ، نوشيدن وى به آن ، بالخاصيت منبت خمل است . [ 985 ] بدان كه بعضى برآنند كه تكون خمل ، از فضله است همچون شعر و ظفر . و بر اين تقدير ، روئيدن وى درست است . امّا كسانى كه تكون خمل از نطفه مىدانند ، نزد ايشان انبات خمل ، عبارت از آن است كه چيزى [ شبيه به ] خمل باشد بر سطح معده پديد آيد [ نه عين خمل ] ؛ مانند وشيد « 1 » كه بر استخوان شكسته رويد ؛ زيرا كه هرچه خلقت او از نطفه است ، چون منقطع شود باز وجود نگيرد . [ 986 ]

قسم چهاردهم : آنكه شرب ادويهء مسهله به ذرب انجامد

علاج وى : حبس است از آنچه ذكر يافته و خواهد يافت . دوغ خنك ساخته ، در ساعت [ يعنى فورا ] طبيعت را قبض كند .
هامش
( 1 ) . در شرح اسباب ، چاپ سنگى ، دشبد ضبط شده است و صحيح همين است . م .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 685 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى