مغاث با زردى بيضه و آب گشنيز تر و آب خرفه آميخته طلا نمايند و مانند آن هرچه مبرّد و مسكن وجع و مانع انصباب بود و قطع تجبن كند ، مفيد است . و سركه و روغن گل به هم زده گرم كردن و خرقه بدان تر كردن و بر پستان پوشيدن و برگ عنب الثعلب و برگ كاكنج كوفته ضماد كردن سود دارد . امّا چون مرض به انتها رسد و حرارت ساكن شود ، اطليهء محلّله « 1 » به كار برند .
هرگاه به تحليل نرود و روى به جمع آرد ، العبهء مليّنهء منضجه چون لعاب حلبه و خطمى و تخم كتان ضماد نمايند . و انجير كوفته برنهادن ، ضمادى نيك است . و قمع باديان و حلبه و تخم كتان و راتينج با طبيخ انجير آميخته برنهادن ، سودمند .
اگر مزاج سرد باشد ، قيروطى سازند از موم و روغن خيرى و روغن سوسن و روغن قسط و بر پستان نهند و پودنهء خشك بكوبند و بيزند تا چون عصيده شود پس با موم و روغن در هاون بكوبند و ضماد نمايند . و اگر حلبهء كوفته و بيختهء در سركه و روغن بنفشه آميخته [ را ] بر پستان گذارند ، سود دهد .
[ 802 ] فايده : شير كه در پستان بسته شود ، گاه باشد كه آماس آرد و گاه باشد كه تمدد آرد به غير ورم ؛ امّا تجبّن لبن كه از مزاج گرم افتد ، در اكثر به آماس انجامد ؛ بخلاف آنكه از مزاج سرد و از ضعف امتصاص طفل افتد [ كه ] كمتر باشد كه ورم آرد .
تدبير آنكه از ضعف امتصاص باشد ، آن است كه بفرمايند تا شير او بمكد و آب نيم گرم بر سينه و پستان ريزند تا همگى شير برون آيد . و اين معامله زنان را بيشتر افتد .
علاج تمدد كه در پستان افتد به غير ورم به واسطه تجبّن و جمود شير در آن ، آن است كه چغندر و مويز و كرنب بجوشانند و طبيخ وى بر پستان ريزند . و اگر تخم كتان و بابونه و بنفشه و خطمى و حلبه بجوشانند و در طبيخ وى روغن آميزند و بر پستان ريزند ، زودتر نفع بخشد . و جميع آبهاى مليّنه و محلّله در اين مرض مفيد است .
[ تعفن شير در پستان ] : گاه باشد كه شير در پستان بسته شود و عفن گردد . و علاجش آن است كه چغندر بپزند تا مهرّا شود و آن را با مغز نان و باقلا بكوبند و روغن كنجد بر چكانند و بسرشند و ضماد كنند آرد كنجد و روغن گاو و انگبين و آرد باقلا و نان خشك
هامش
( 1 ) . صفت آن : بگيرند تخم كتان و بابونه و اكليل و سسم و باريك بسايند و با قيروطى كه از موم و روغن گل باشد بسرشند و طلا سازند .