تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
علاج : به چيزهاى خشن اندرون بينى بخارند تا رعاف كند و ماده از اقرب موضع برآيد . و اگر رعاف نيايد ، رگ قيفال زنند و سركه و كافور ببويند و ساق پاى و كف پاى بمالند . و از اغذيه ، مزوّرات كه از شكر و سركه ساخته باشند بيشتر تناول كنند و كذلك ، ماء الشعير . و باقى تدابير ، موقوف بر راى طبيب است [ كه ] هرچه مناسب داند بكند . [ 281 ] دوم ، آنكه سوء مزاج گرم ساذج در صدغ و چشم افتد ، پس در اين جايگاه درد پديد آيد . و اين ، چنان بود كه شخصى در آفتاب گرم گردد و سرد ناشده در هواى سرد سر [ را ] برهنه كند ؛ يا آب بر سر اندازد و بدان سبب مسامّ سر مسدود شود و حرارت محتقن بماند ؛ چنانچه در باب صداع و زكام نيز ذكر يافته است . علامت اين قسم عصابه آن است كه وجع به مجرد شروع طلوع ظاهر شود و هم‌چنان كه آفتاب گرم شود ، بيفزايد و چون آفتاب به زوال آيد ، اين نيز كمى پذيرد تا كه شب افتد ، پس تمام شب اثرى از آن نبود . علاج : در تبريد و تفتيح كوشند و كافور در روغن گل حل كرده در بينى چكانند .