قايم ، قايل و . . . - قائم ، قائل و . . .
پاره - پارهاى ( در موارد لزوم ) .
كوچها - كوچهها .
تاثير ، متاثر - تأثير ، متأثر .
صورة ، اصالة و . . . - صورت ، اصالت و . . .
اصلا ، كاملا و . . . - اصلا ، كاملا و . . .
مهية ، مهويت - ماهيت ، ماهويت .
سيم ( در بعض موارد ) - سيوم
ممكن أن يشير إليه - ممكن أن يشار إليه
ممتنع أن يشير إليه - ممتنع أن يشار إليه
همچنين گفتنى است كه در مواردى مؤلف در بيان مطالب از عبارات و جملات عربى با التقاط و اختلاط به شيوه نگارش فارسى استفاده كرده است كه جهت هماهنگى ، اين گونه عبارات مطابق قواعد عربى اصلاح شده است .
جدا كردن عناوين اصلى و فرعى
در متون قديمى معمولا تمامى عبارات از ابتدا تا انتهاى سطر ، پيوسته و بلا انقطاع به دنبال هم نوشته شده و عناوين اصلى و فرعى آنها متمايز از يكديگر نيست ، مگر در مواردى كه بعض عناوين با رنگ قرمز نوشته شده است . ازاينرو جهت تسهيل دريافتن مطالب و تشخيص محدودهء مباحث در كتاب ، عناوينى كه اصلى تشخيص داده شد در سطر جدا وسط در وسط ، و عناوين فرعى نيز در سطر جدا و در كنار سطر تعبيه شد تا تمايز آنها آشكار شود . همچنين عبارات متن با توجه به محتوا و مضامين آنها در بندهاى تفكيك شده نوشته شد ، بدين منظور كه در قرائت و فهم مطالب سهولتى فراهم گردد .
نيز براى متمايز شدن عبارات نقل قول از جملات مصنف ، تمامى اقوال داخل گيومه ( « » ) نوشته شد . تمام اقوالى كه منابع و مأخذ آنها طى تحقيق معلوم شدند در زيرنويس هر