تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
هر يك ربع درهم از تافته بيرون كرده و استعمال نمايند . اگر با امراض مذكوره استرخاء هم باشد ، دو مثقال سرمه اضافه كنند و اگر با بياض باشد ملح اندارنى دو درهم بايد كرد . و اگر با ضعف اجفان باشد ، سنبل الطيب يك درهم و نيم اضافه كنند و به جهت برودت مفرط ، ربع درهم فلفل داخل كنند . [ 504 ]

باسليقون كبير :

از تأليف « بقراط » و به يونانى به معنى جالب السعادة است . گويند اسم پادشاه آن عصر است و به جهت او ترتيب داده جالى و حافظ صحت عين وجهت حكّه و غشاوه و سطبرى پلك چشم و سبل و جرب و دمعه و بياض مزمن ، نافع است : اقليمياى فضى و زبد البحر ، هر يك ده درهم ؛ راسخت ، پانزده درهم ؛ سفيداب قلعى ، نمك تركى ، فلفل سياه ، جعده ، نوشادر و [ دارفلفل ] ، هر يك دو درهم و نيم ؛ قرنفل و اشنه ، هر يك يك درهم ؛ [ كافور ، نيم درهم ؛ ساذج هندى ، يك و نيم درهم ؛ جندبيدستر ، سنبل الطيب و سرمه ، هر يك دو درهم ] . [ 505 ] [

باسليقون صغير :

منافع او مثل منافع كبير است : اقليمياى ذهبى ، ده درهم ؛ نحاس محرقِ مغسول ، پانزده درهم ؛ سفيداب قلعى و نمك تركى ، هر يك دو درهم ؛ نوشادر ، جعده ، فلفل سياه و اشنه ، هر يك ، يك درهم ] . [ 506 ]

كحل عزيزى :

از تأليف « بولس » است . جهت حفظ صحت و قطع دمعه و امراض كه از رمد به هم رسد ، نافع و در ساير علل ، منافع او مثل باسليقون كبير است : اقليمياى ذهبى ، توبال النحاس ، توتياى هندى ، قرنفل ، صبر و برگ فرنجمشك ، هر يك ، يك مثقال ؛ ملح هندى ، زبد البحر و نوشادر ، هر يك ، يك مثقال و نيم و مشك يك دانگ . [ 507 ]

كحل ملكايا :

معرَّب از مقليانا است كه به سريانى عبارت از ملائكه باشد و در قرابادين يونانى مسطور است كه در خواب به « بقراط » ملهم شده محلّل و ملطّف و جالى و جهت اواخر امراض صعبه و اقسام رمد ، نافع است : انزروت مربى به شير الاغ ، نشاسته و شكر سفيد ، هر يك پانزده درهم و مغز تشميز ، يك درهم . [ 508 ]

كحل جهت احولى :

مؤلف شفاء الاسقام و صاحب تذكره گويند مجرب است : دخان سندروس كه در چراغ با روغن گل سرخ سوزانيده باشند با قدرى مشك و عنبر آميخته ، در چشم احول كشند . [ 509 ]

كحل جهت بياض :

كه البتّه تا سى روز زايل كند هر چند صاحب علت مأيوس العلاج
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 244 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )