باشد و منقول از نصايح : زبد البحر ، بوره ، سرگين سوسمار ، شكر سفيد و مسحقونيا ، بالسوية با يك رطل آبى كه ماميران و وج ، هريك ده درهم جوشانيده باشند تا به ربع رسيده ، مكرر در آفتاب سائيده ، پس خشك كرده ، از تافته بيرون كرده و استعمال نمايند .
[ 510 ]
كحل وردى :
از تأليف « جالينوس » و جهت قرحه و ظلمت بصر و حكّه و غشاوه ، نافع و حافظ صحت عين است : سفيداب قلعى ، هشت درهم ؛ اقليميا فضى ، صمغ عربى ، شادنج - و اگر نباشد ، مغناطيسِ محرقِ مغسول - ، هر يك چهار درهم ؛ افيون بسباسه ، نحاس محرقِ مغسول و زعفران ، هر يك ، يك درهم و كافور ، يك قيراط .
[ 511 ]
كحل ساذج :
از تأليف قدما و عجيب الفعل است و در رفع بياض و غشاوه و دمعه و حكّه و استرخاى جفنين و اكثر امراض چشم و جالى و حافظ صحت است . و گويند چون روز شبنه و چهار شنبه با ميل طلا در چشم كشند از كورى ايمن شوند : [ سرمهء اصفهانى ] و مرقشيشاى فضى ، هر يك چهار درهم ؛ اقليمياى فضى و بسد ، از هر يك دو درهم ؛ ساذج هندى ، يك درهم ؛ مرواريد و زعفران ، هر يك نيم درهم و مشك ، چهار قيراط .
[ 512 ]
كحل : جهت دمعه به غايت مجرب است
و از قدما است : توتياى كرمانىِ مغسول ، پنج درهم ؛ بسد ، پوست هليلهء زرد و صبر ، هر يك دو درهم و فلفل ، نيم درهم .
[ 513 ]
كحل مقوّى :
از متأخرين است و به غايت جهت ضعف باصره و غلظت روح و نزول آب و خيالات مفيد است . و در جميع آثار ، قوىتر از مرارة و به حدّت او نيست : بيست مثقال توتياىِ كرمانىِ مغسول را به آب مرزنجوشِ تر كه يك شب او را كوفته و گذاشته باشند كه ته نشين شود با آب صاف او خمير كرده و خشك كنند و بسايند و زنجبيل ، فلفل ، دارفلفل و ماميران ، هر يك دو مثقال و نوشادر ، يك مثقال ، مجموع را كوبيده ، به آب رازيانهء تر بسايند و خشك كنند ، پس با توتياى مدبرِ مذكور از حرير بيرون كرده و استعمال نمايند .
[ 514 ]
كحل الاشفاء
[ ر ] : جهت رويانيدن مژه و انبوه كردن او به غايت مؤثر است : دانهء خرماى سوخته ، پنج مثقال ؛ دخان الكندر ، چهار مثقال ؛ سنبل الطيب ، سه مثقال ؛ حجر لاجورد و حب بلسان ، از هر يك ، يك مثقال ، با ميل بر منبت مژه بكشند .
[ 515 ]
كحل الجواهر :
از اختراع متأخرين است و جهت تقويت باصره و رافع غشاوه و تقويت طبقات عين و اجفان و دمعه و جرب و سبل رقيق انتشار ، نافع و حافظ صحت