كنند ، موجب تسكين درد مىگردد .
به دستور :
خربق معجون به عسل ، به غايت مجرب است .
و به دستور :
پر كردن ثقبه به مويزج و حلتيت و بورهء ارمنى همين اثر دارد .
[ 487 ]
ادويه كه دفع ضرس كند :
و آن ، بىحسى دندان است كه از خوردن ترشى و برودت مفرط به هم رسد : چون ساق و تخم خرفه را بخايند رفع آن كند .
و به دستور :
خائيدن بادام و نارجيل و فندق و خمير نان گرم و مضمضه به شير دختران و شير الاغ و طلا كردن روغن زيتون و روغن تازه مفيد است .
[ 488 ]
ادويهاى كه دندان اطفال را زود بروياند :
از آن جمله طلا كردن لثه است به مغز سر خرگوش كه پخته باشند و ماليدن روغن سوسن و طلا نمودن حنا به روغن سرشته .
[ 489 ]
صفت مضمضه و غرغرهها :
جهت امراض دهان و غير آن .
[ 490 ]
مضمضه : جهت رطوبات بن دندان و حركت اسنان :
سنبل الطيب ، گل سرخ جوز السرو ، سعد ، ثمر الطرفا ، بالسوية با آب جوشانيده و مضمضه كنند .
[ 491 ] [
مضمضه مجربه ، جهت قلاع و خون بن دندان و تعفن
و جوشش و رويانيدن گوشت آن : توتياى مغسول ، سى و هشت مثقال ؛ بنفشه ، نوزده مثقال ؛ شكر خام ، يك مثقال ، بنفشه را سائيده ، با ساير اجزاء با سركه هفت مثقال آميخته ، در شيشه ضبط نمايند و به جهت جوشش دهان ، يك مثقال سركهء مذكور را با بيست مثقال آب انار يا آب گشنيز مكرر مضمضه كنند و به جهت قطع خون و رويانيدن گوشت با سركه مخلوط نمايند . و هرگاه سركهء شيشه آخر شود ، سركهء تازه اضافه نموده ضبط نمايند و اگر يك سال و زياده بر آن بگذرد از اثر نمىافتد ] .
[ 492 ]
مضمضه :
كه قبل از استعمال سنونات بايد كرد تا تأثير ادويه و ذرورات و سنونات ، اسرع گردد و منقول از كناش فاخر و منسوب به « حنين بن اسحاق » : تخم گل سرخ ، زرشك ، ثمرة الطرفا ، برگ صنوبر و برگ زيتون ، از هر يك جزئى ؛ بيخ بارتنگ با برگ او ، يك جزء و نيم ، جوشانيده ؛ نيم جزء شبّ يمانى در آن حل كرده و مضمضه نمايند .
[ 493 ]
مضمضه : جهت ورم لثه و سستى آن :
طراثيث ، شبّ يمانى ، پوست انار و سماق ، بالسوية مضمضه كنند .
[ 494 ] [
مضمضه ] : جهت قلاع و آن ، جوشيدن دهان است
در اوايل به آب برگ عليق و آب