چيزى و برود آنچه به آبهاى مخصوص سرشته بسايند و مانند ذرور استعمال كنند ؛ مثل توتياى غوره و امثال آن و مخترع آن « سلياطوس » است . و چون اوّل از كافور و مبردات ترتيب يافته ، به اين اسم موسوم گشته و بعد از آن كه اطبا از ادويهء حارّه ترتيب دادهاند تغيير اين اسم ندادهاند .
شياف ، آنچه به مايعات سرشته ، به قاطع قطع كنند و در سايه خشك نموده ، به مايعات حل كرده و استعمال نمايند . و گويند مخترع او « بقراط » است و از كتب يونانيين مستفاد مىشود كه قبل از او تأليف يافته .
كحل ، مخصوص است به آنچه با ميل در چشم كنند .
ذرور ، آنچه بپاشند . و مخصوص چشم نيست ؛ بلكه مخصوص قطع نزف الدم جراحات است ؛ لهذا در باب مراهم نيز مذكور مىشود .
در هياكل « اسقلينوس » مذكور است كه به موجب وحى ترتيب كحل شده . و گويند مخترع او « فيثاغورث » است .
شرط است كه استعمال او بعد از تنقيه باشد و صاحب مزاج حارّ ، كحل حارّ را در شب ، يا در وقت صبح استعمال كند و اگر كحل حارّ باشد ، [ و مزاج مريض بارد ، در آخر روز در چشم كند و اگر هر دو بارد المزاج باشند در وسط روز و هرگاه به جهت نزول آب و امثال آن استعمال كنند ] بايد مريض به پشت تكيه كند و هرگاه علت در اجفان باشد بايد بعد از كشيدن دارو ، [ پلك را پوشيده ، بر رو خواب كند و هرگاه جهت دمعه باشد ، ] پلك را نبايد پوشيد و بر پا ايستاده بكشند و به دستور ، نبايد در امتلاء معده استعمال نمود .
[ 503 ]
كحل روشيانا :
به ياى بعد از شين ، و نون بعد از الف ، به يونانى به معنى مقوّى البصر و جابر الوهن است . و مخترع او « بقراط » و گويند فيثاغورس است . جهت ضعف بصر ، و غشاوه و دمعه و سلاق خار و ابتداى آن و سبل و جرب و حكّه و حفظ صحت عين ، به غايت نافع است :
راسخت و مغناطيس محرق كه هر يك را پانزده مرتبه به آب گرم شسته باشند ، از هر يك پنج درهم ؛ نوشادر ، صبر زرد ، دارفلفل ، زعفران و مرواريد ، هر يك ، يك درهم ؛ زبد البحر ، هليلهء كابلى و زنگار هر يك نيم درهم ؛ اقليمياى فضى ، بوره و مرقشيشاى فضى ،