شرح
( 44 ) صفحهء 58 قلاع : جراحت و ريش دهن كه از مادهء باطنى حاصل شود ( ميزان الطب ، صفحهء 63 ) .
( 45 ) صفحهء 58 كوفت : آزار ، آسيب ( فرهنگ عميد ، صفحهء 850 ) .
( 46 ) صفحهء 58 خفقان : آنژين .
( 47 ) صفحهء 58 گرده : كليه ، قلوه .
( 48 ) صفحهء 60 رگ ساعد : رگى است كه ميان باسليق و قيفال قرار دارد . اكحل را عامّه عرق البدن گويند ( مفتاح الطب ، ص 257 ) .
( 49 ) صفحهء 60 حبل الذراع : رگى است كه در بيرون دماغ قرار دارد و از شعبههاى قيفال است ( مفتاح الطب ، صفحهء 269 ) .
( 50 ) صفحهء 60 قيفال و باسليق : سياهرگ رأسى يا وريد رأسى كه پزشكان به آن وريد سفاليك هم مىگويند . اين سياهرگ و باسليق هر دو در دست جاى دارند .
( 51 ) صفحهء 61 كماد : پارچهاى را گرم كردن و بر جايگاه بيمارى نهادن .
( 52 ) صفحهء 62 كج : نوعى ابريشم فرومايهء كمقيمت ( فرهنگ معين ، صفحهء 291 ) .
( 53 ) صفحهء 62 ترياق : پادزهر اسم فارسى ترياق است . و گويند هرچه رفع سم كند و مصنوع نباشد مخصوص به اين اسم است ( تحفهء حكيم مؤمن ، صفحهء 5 ) .
( 54 ) صفحهء 62 اترج : بالنگ .
( 55 ) صفحهء 62 لقوه : فالج و رعشهء يك طرف صورت كه در نتيجه نيمى از صورت به يكسو برمىگردد و لبها به خوبى به هم نمىرسد ( فرهنگ معين ، صفحهء 3613 ) .