وارد دهان شود ماده و اگر وارد حنجره شود خشونت و اگر به سينه بريزد نزله خوانده مىشود ( مفتاح الطب ، صفحهء 282 ) .
شرح
( 71 ) صفحهء 72 بواسير : از بيماريهاى مقعد است . نوعى از آن سخت است كه آن را ثألولى گويند . نوعى سست است كه آن را توثه گويند و نوعى ديگر گود است كه از آن خون جارى مىگردد ( مفتاح الطب ، صفحهء 264 ) .
( 72 ) صفحهء 73 ذات الجنب : ورمى است كه بر پردهاى كه پهلوها و عضلات آن را پوشانده ، پيدا مىشود و درد ناخص با سرفه و تب را به دنبال دارد ( مفتاح الطب صفحهء 277 ) .
( 73 ) صفحهء 74 ملازه : زبان كوچك .
( 74 ) صفحهء 74 يورت : مأخوذ از تركى ، منزل ، خانه ، اتاق ، مسكن ( فرهنگ عميد ، صفحهء 1113 ) .
( 75 ) صفحهء 76 حقنه : داروى مايع كه از طريق مقعد داخل رودهها كنند ، اماله ( فرهنگ عميد ، صفحهء 427 ) .
( 76 ) صفحهء 76 اطريفل : معجون ساخته شده از هليله ( فرهنگ معين ، صفحهء 297 ) . ريشهء اين واژه از تريپل است به معناى سهگانه . به اين دليل كه اين دارو از سه جزء تهيه مىشود .
( 77 ) صفحهء 76 وجع : درد .
( 78 ) صفحهء 79 كولاب : آبگير ، استخر ، تالاب ( فرهنگ معين ، صفحهء 3131 ) .
( 79 ) صفحهء 80 قولنج : التهاب قولون .
( 80 ) صفحهء 80 فالج : سست شدن عضو . از حس و حركت افتادن است ( مفتاح الطب ، صفحهء 31 ) .