شرح
( 8 ) صفحهء 38 بلغم : پزشكان كهن بلغم را از ساختههاى جگر مىدانستند . به باور آنها بلغم ، خونى است ناپخته كه به هنگام نياز بدن به خون تبديل مىشود .
( 9 ) صفحهء 39 مسهل : شكمآور ، اسهالآور .
( 10 ) صفحهء 39 فصد : رگزنى . در گذشته هنگامى كه حجم يا غلظت خون از اندازهء معمول بحرانىتر مىشد معتقد بودند كه اساسىترين درمان كاستن خون از طريق رگ زدن مىباشد .
( 11 ) صفحهء 39 حجامت : گرفتن خون از بدن به طريقى كه با تيغ مخصوصى پوست قسمتى از پشت را ميان دو كتف برش داده و با ابزار مخصوصى ( شاخ حجامت ) قسمتهاى بريده شدهء پوست را مىمكد . ( فرهنگ معين ، جلد اول ، صفحهء 1341 ) .
لازم به يادآورى است توضيح ياد شده در فرهنگ معين يكى از انواع حجامت است و در نقاط ديگر بدن نيز اندامهايى براى حجامت در نظر داشتهاند .
( 12 ) صفحهء 39 صافن : رگى است كه در ساق قرار دارد و نزديك كعب در جانب انسى . ( مفتاح الطب ، صفحهء 290 ) .
لازم به يادآورى است كه انسى يعنى درونى .
( 13 ) صفحهء 39 نيسان : ماه هفتم از تقويم سريانى ، مطابق ماه آوريل سال رومى ( فروردين و ارديبهشت ) و آن داراى 30 روز است ( فرهنگ معين ، جلد چهارم ، صفحهء 4887 ) .
( 14 ) صفحهء 41 تعب : رنج و سختى