يوما مرة واحدة و كذلك من بلغ من العمر اربعين سنه يحتجم فى كل اربعين يوما و مازاد بحسب ذلك .
[ سن حجامت ]
يعنى و بايد كه بوده باشد حجامت بهقدر گذشته از سالها . به اين طريق كه شخص بيست ساله حجامت نمايد در هر بيست روز يك مرتبه . و شخصى كه در سن سى سالگى بود در هر سى روز يكمرتبه . همچنين آن كسى كه رسيده باشد عمر او به چهل سال حجامت كند در هر چهل روز . و آنچه زياد مىشود از عمر ، به اين طريق به آن حساب نمايد .
و اعلم انما الحجامه تاخذ دمها من صغار العروق المبثوثه فى اللحم و مصداق ذلك ما ذكرته انها لا تضعف القوة كما يوجد من الضعف عند الفصد .
[ محلّ برداشت خون حجامت ]
يعنى بدان به تحقيق كه خون حجامت كشيده مىشود از رگهاى كوچك [ كه ] پهن و پراكنده شدهاند در ميان گوشت بدن . و بيان اين مطلب و نكته در اين آن است كه مىدانى تو كه حجامت ضعيف و كم نمىسازد قوّت را همچنانكه ظاهر مىشود ضعف و سستى در وقت فصد . به جهت آنكه فصد ، خون را از رگهاى بزرگ مىكشد .
حجامة النقرة ينفع من ثقل الرأس و حجامة الأخدعين تخفف عن الرأس و الوجه و العينين و هو نافعة لوجع الاسنان و ربما ناب عنها الفصد فى جميع ذلك و قد يحتجم تحت الذقن لعلاج القلاع فى الفم .
[ مكانهاى حجامت و منافع آنها ]
يعنى حجامت گودى و طرف بالاى پشت سر و گردن ، نفع مىرساند و سبك مىكند ثقل و سنگينى سر را . و حجامت دو طرف گردن سبك مىسازد سر و روى و دو