هميشه جسم او در كاهيدن است تا زنده است . به جهت آنكه اين بلغمى كه غالب شده بر مزاج او سرد و خشك است پس به سبب سردى و خشكى آن بر طرف مىشود هر جسمى كه مستولى و غالب بوده باشد اين بلغم برآن جسم در آخر وقت زيادتى بلغم .
و قد ذكرت جميع ما يحتاج اليه [ فى ] سياسة المزاج و احوال جسمه و و أنا اذكر ما يحتاج الى تناوله من الاغذية و الادوية و ما يجب ان يفعله فى اوقاته فاذا اردت الحجامة فليكن فى اثنى عشرة ليلة من الهلال الى خمس عشرة فانه اصلح لبدنك و اذا انقضى الشهر فلا تحتجم الّا ان تكون مضطرا الى ذلك و هو لان الدم ينقص فى نقصان الهلال و يزيد فى زيادته .
[ حجامت ]
[ زمان حجامت ]
يعنى به تحقيق كه ذكر نمودم از براى تو جميع آنچه احتياج دارد به سوى او در تدبير مزاج و احوال بدن و علاج آن . و من ذكر مىكنم و بيان مىنمايم آنچه احتياج به خوردن آن هست از غذاها و دواها و آنچه لازم است كه كرده شود در اوقات عمر . پس هرگاه اراده نمايى حجامت را ، بايد كه بوده باشد اين حجامت بعد از شب دوازدهم ماه تا پانزدهم . زيرا كه اين طريق بهتر است از براى بدن تو و موافق مصلحت است . و هرگاه كم شود ماه يعنى از پانزدهم درگذرد پس حجامت مكن مگر اينكه مضطر بوده باشى به سوى حجامت و كمال احتياج داشته باشى . به جهت اينكه خون در بدن كم مىشود وقتىكه ماه شروع در كمى مىكند . و خون زياد مىشود وقتىكه جرم ماه زياد مىشود .
و لتكن الحجامه به قدر ما يمضى من السنين ابن عشرين سنه يحتجم فى كل عشرين يوما و ابن الثلثين فى كل ثلثين