[ 5280 ]
مهرهء مار :
اسم فارسى حجر الحية است .
[ 5281 ]
ميسن :
اسم عربى است و به يونانى لوطوس نامند . درختى است قريب به جوز رومى و برگش باريكتر و زوايد او بيشتر است و شبيه به برگ كرفس و چوبش مايل به سياهى و سرخى و صلب و خوشبو و دانه او سياه و از دانه انار كوچكتر و با تندى .
در دوّم ، گرم و خشك و مقوّى معده و گرده و منقّى رطوبات و حقنه با نشارهء چوب او جهت سحج و قرحهء امعاء و ضماد او را جهت داء الفيل و تحليل اورام از مجربات و طبيخ او جهت استحكام موى و دانهاش جهت سرفه ، نافع و بيخ و شاخ او را چون سه روز بر ادرهء صلبه ببندند و هر روز تجديد نمايند در رفع آن و فتق مجرب دانستهاند .
[ 5282 ]
ميعهء سايله :
اسم عربى صمغ درختى است بسيار خوشبو و آنچه از درخت تراوش كند ، اشقرِ مايل به زردى و به قوام عسل مىباشد و بهترين اقسام است و هر چه از افشردن اجزاى درخت حاصل شود مايل به سرخى و غليظ تر است و آنچه او را به طبخ غليظ سازند ، سياه و ثقيل و مسمى به ميعهء يابسه است . و مؤلف كتاب مرشد گويد كه يك نوع ، سفيد مىباشد و يك نوع سرخ و محمد بن زكريا گويد كه آن ، صمغ درختى است مسمى به عبهر در بلاد شام و شبيه به درخت به و قوتش تا ده سال باقى است .
در سوم ، گرم و در دوّم ، خشك و محلّل رياح و مليّن و منضج و مدرّ بول و حيض و مقوّى اعضاء باطنى و سه درهم او با چهار اوقيه آب گرم ، مسهل قوى بلغم و جهت جذام و سرفه و نزله و زكام و درد سينه و ريه و استسقاء و سپرز و گرده و مثانه و درد كمر و وركين و گرفتن آواز و طلاى مطبوخ او با روغن زيتون جهت ماندگى و لرز و تبهاى بارده و خدر و كزاز و رعشه از مجربات و بخور او جهت درد سر و نزلات و زكام و جذام و قطور او جهت امراض گوش و رياح غليظه و فرزجهء و بخور او جهت احتباس حيض و طلاى او جهت جرب ، بهترين ادويه و با ضمادات نقرس و مفاصل ، مقوّى فعل آن .
مضرّ ريه و مصلحش مصطكى و شربتش از يك مثقال تا سه درهم و بدلش روغن ياسمين و جند و نزد بعضى به وزنش قطران و ثُمن او زفتِ رطب است .
[ 5283 ]
ميعهء يابسه :
نزد بعضى ثفل اجزاى درخت اوست كه سايله را از آن افشرده باشند و نزد بعضى آب مطبوخ آن .
گرمى و خشكى او زياده و در همه افعال مانند سايله و با قوت قابضه و حمول او مدرّ خون بواسير و حيض و مسقط جنين وجهت رفع انضمام رحم و صلابت آن و بخورش