[ 4530 ]
كشرى :
ماش است .
[ 4531 ]
گشنيز :
اسم فارسى كزبره است .
[ 4532 ]
كشك :
اسم فارسى اقط است .
[ 4533 ]
كشف :
اسم فارسى سلحفاة است .
[ 4534 ]
كشمش كاوليان :
اسم فارسى دبق است .
[ 4535 ]
كشته :
اسم فارسى ند است .
[ 4536 ]
گشنيز كوهى :
اسم فارسى تخم مخلِّصه است .
[ 4537 ]
كضيثون :
بادنجان برّى است .
[ 4538 ]
كعب :
استخوان متّصل به ساق است و به فارسى قاب نامند و بهترين او كعب گاو و خوك است و خواص كعب خوك مذكور شد و سوختهء كعب البقر جهت سپرز و تقويت باه و با عسل جهت تقويت جگر و تفريح دل ، نافع .
قدر شربتش تا سه مثقال است و سنون او مقوّى دندان و ضماد او رافع برص و اكتحال او مقوّى باصره است .
[ 4539 ]
كعب الغزال :
فانيد سنجرى است .
[ 4540 ]
كعك :
خبز الطابون است .
[ 4541 ]
كفاله :
اسم فارسى احريض است .
[ 4542 ]
كف الضبع :
نباتى است ربيعى و چند روزى بيش نمىماند و برگش مدور و كم عدد و متشقّق به قدر برگ كرفس و بر روى زمين پهن مىشود و شاخههاى او باريك و بر روى زمين منبسط و از يك بيخ چند شاخ مىرويد و زغب دار و گلش زرد و سفيد مىباشد و نزديك آبها و در زمين نمناك مىرويد .
در دوّم ، گرم و خشك و ملطّف خلط و مقطع و محلّل و جالى و بيخ او را جهت بردن گوشت زياد و رويانيدن گوشت صحيح و تنقيهء جراحات و رفع ثآليل مجرب دانستهاند و اكتحال او رافع بياض است .
[ 4543 ]
كف الهر :
نباتى است شاخههاى او باريك ، به قدر شبرى و در زير هر شاخى سه چهار برگ مستدير متشقق و بر زمين چسبيده و گلش زرد و بسيار برّاق و با عطريت و بيخش به قدر زيتونى و با شعبه و در اوّل پاييز مىرويد . در طبع و خواص مانند كف الضبع