[ 4521 ]
كشت بركشت :
اسم فارسى نباتى است مانند ريسمان باريكى به هم پيچيده و اكثر آن پنج عدد مىباشد و گلش يك عدد و مايل به سياهى و زردى و برگش شبيه به دنبالهء عقرب و به شيرازى پيچك نامند و بهترين او هندى است .
در اوّل ، گرم و در آخرِ دوّم ، خشك و مسهل بلغم غليظ و محلّل و ملطّف و ضماد او جهت اورام بارده و قوبا و جرب نافع .
قاطع باه و شير و مصلح او حبّ صنوبر و قدر شربتش يك درهم و بدلش صبر است .
[ 4522 ]
كشوث :
گياهى است مانند ريسمان باريك بىبرگ و ساق و مايل به زردى و تيرگى و بر خارها و گياهها مىتند و گلش ريزه و مايل به سفيدى و تخمش كوچكتر از تخم ترب و مايل به تندى و زردى .
در اوّل ، گرم و در دوّم ، خشك و مفتِّح سدهء احشاء و مدرّ بول و حيض و شير و عرق و مقوّى معده و جگر و رافع فضلات متعفن عروق و مليّن طبع و جهت تبهاى كهنه و يرقان و تنقيهء بدن و ربو و خناق و مغص و ضعف معده و جگر و سپرز و رياح آن ، نافع و آب او با سكنجبين ، مسهل صفرا و مطبوخ او در تفتيح و خيسانيدهء او در اسهال ، قوىتر .
قدر شربت از آب او دو اوقيه و از جرم او در مطبوخات پانزده درهم و مغثى و مصلحش كتيرا و تخم او در افعال قوىتر از ساير اجزاء و ضماد او جهت جرب و نقرس ، مفيد و بودادهء او قابض .
قدر شربتش دو درهم است و گويند مضرّ سپرز است و مصلح آن سكنجبين و مضرّ ريه و مصلح آن كاسنى و بدلش بادروج و دو ثلث او افسنتين است .
[ 4523 ]
كشمش :
اسم فارسى زبيب بىدانه است و مويز نيز گويند و بهترين او سبز باليده است .
مبهّى و با قوت مسهله و خواص او در زبيب مذكور شد .
[ 4524 ]
كشنج :
فقع است .
[ 4525 ]
كشك الشعير :
شيرهء جو است و در شعير ، خواص او مذكور شد .
[ 4526 ]
كشوث رومى :
افسنتين است .
[ 4527 ]
كشط :
قسط است .
[ 4528 ]
كشنه :
اسطوخودوس است .
[ 4529 ]
كشن :
پنير مايهء خرماست و در طلع مذكور شد .