تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
خفقان و هيضه و وسواس حارّ و خمار و درد سر و با صندل و انيسون جهت تقويت معده و رفع آروغ و با مىپخته ، مولد منى و مسقط كرم معده و مانع تكون آن و ضماد او با عسل و روغن زيتون جهت شرى و نار فارسى و امثال آن و ذرور آن قاطع خون جراحات و شربتى كه از او ترتيب دهند جهت سدر و دوار و منع مستى شراب ، نافع سفوف او كه در سركه خيسانيده باشند همين خاصيت دارد و خائيدن او رافع بوى شراب و سرعت مستى است و مضر صاحب ربو و ضيق النفس و مسكّن نعوظ و مقلل حيض و زياد او مورث نسيان و اختلاط ذهن و مصلحش تخم نيم برشت ، و شراب و سكنجبين سفرجلى و قدر شربتش از پنج درهم تا يك اوقيه و بدلش تخم كاهو و خشخاش است . [ 4494 ]

گزانگبين :

شبنمى است كه بر درخت گز و ساير اشجار مىنشيند و مانند ترنجبين منعقد مىگردد و هر چه از درخت بيد حاصل شود ، الطف و آنچه از درخت گز و بلوط به هم رسد با قوت قابضه مىباشد و بهترين او ، سفيد صاف است كه مخلوط به برگ نباشد . در اوّل ، گرم و در خشكى ، معتدل و مقوّى آلات غذا و تنفس و با قوت مسهله ، خصوصاً بيد انگبين و جالى وجهت خشونت سينه و ضيق النفس حارّ و سرفه و رياح غليظه دماغ و نزلات ، نافع . قدر شربتش تا ربع رطل است . [ 4495 ]

كزبرة الثعلب :

قسم اخير سنديريطس است . [ 4496 ]

كزوال :

اسم فارسى بادرنجبويهء صحرائى است و در طبرستان ، كثير الوجود و مذكور شد . [ 4497 ]

كزمازج :

به حيم و به كاف ، اسم ثمر درخت گز است . [ 4498 ]

كز :

اسم فارسى طرفا است . [ 4499 ]

كزبرة البئر :

پرسياوشان است . [ 4500 ]

كزبرة الحمام :

شاهترج است . [ 4501 ]

كزرموشان :

به لغت لرستان ، جمجم - به جيم - است . [ 4502 ]

كزك :

ودع است . [ 4503 ]

كزنه :

اسم ديلمى انجره است . [ 4504 ]

گزر :

اسم فارسى جزر است .