[ 4082 ]
قرانيا :
اسم يونانى زقال است .
[ 4083 ]
قرطم :
بستانىِ او را تخم كافشه و خشك دانه نامند و در گيلان تخم كاجيره نامند و آن تخم احريض است ، سفيد و طولانى مىباشد .
در دوّم ، گرم و در آخرِ اوّل ، خشك و شيرهء او مسهل اخلاط سوخته و بلغم لزج و رافع سرفه و ربو و مفتّح سدد و منجمد كنندهء شير در معده و گدازندهء منجمد آن وجهت ماليخوليا و وسواس و جذام و جرب و نيكو كردن رخسارو استسقاء لحمى و زقى ، نافع و چون پنج درهم او را در نيم رطل شير تازه حل كرده ، صاف او را بنوشند ، رافع رياح و نزلات و امراض بارده و مقوّى باه و منقّى سينه و صوت و سى مثقال از شيرهء او با افتيمون جهت امراض سوداوى و با خيارشنبر جهت تبهاى بلغمى و با عسل و نطرون و بادام و انيسون و فلفل جهت تنقيهء دماغ و بدن از جميع اخلاط فاسده و درد مفاصل و شرى و بخارات دموى و با مزورهء ماش و نخود آب ، منضج و محلّل و مسهل بلغم رقيق و سوخته و حقنه با شيرهء او جهت قولنج و امراض دماغى ، مفيد و جوشانيدهء او را قوت مسهله ضعيفتر است .
مضرّ معده و مصلحش انيسون و قدر شربتش از ده درهم تا بيست درهم است .
روغن تخم كافشه قريب به روغن تخم كتان و قائم مقام روغن تخم انجره وجهت ربو و تحليل اورام و اخراج كرم معده ، نافع .
مضرّ معده و مداومت شرب او و تدهين او را مورث برص يافتهاند و قرطم برّى شبيه به بستانى نيست و ساقهاى او بىبرگ و سفيد و در آخر ساق ، برگ و گل و ثمرش ظاهر مىشود و گل او زرد است ، در دوّم ، خشك و در گرمى ، معتدل و شرب يك مثقال از برگ و ثمر او با نيم مثقال فلفل جهت گزيدن عقرب ، نافع است و گويند مادامى كه عقرب گزيده آن را در دست نگاه دارد ، ادراك الم نمىكند و چون بيفكند ادراك نمايد .
[ 4084 ]
قرون السنبل :
دواى سمّى است و اختلاف بسيار در آن كردهاند و آنچه از كتب حكماى هند ظاهر مىشود ، قسمى از بيش سياه است و باريك و با درخشندگى و از سعد باريكتر و دراز تر و در ريشهء بعضى از سنبل هندى يافت مىشود و قسمى از آن نيز سفيد مىباشد .
در چهارم ، گرم و خشك و ضماد او با سركه رافع زخمهاى كهنه و روغنى كه در او جوشانيده باشند رافع جميع دردهاى بارده و صلابت اعضا است .