در دوّم ، گرم و خشك و آب او جهت سرفه و ضيق النفس و طلاى او با عسل جهت رفع آثار جلد مفيد است .
[ 4050 ]
قت :
رطبهء خشك است .
[ 4051 ]
قتيل الرعد :
سلوى است .
[ 4052 ]
قثاء :
به ثاء مثلثه ، اسم عربى خيارزه است كه خيار دراز و خيار چنبر نيز گويند و در بعضى مكان طول او به قدر ذرعى مىشود .
در آخرِ دوّم ، سرد و تر و جوف او مسكّن حرارت و تشنگى و مدرّ سنگ گرده و مثانه وجهت التهاب معده و جگر ، مفيد و لطيفتر از قثد و سريع الهضم تر از آن و تخم او مدرّ بول و مفتّح و جالى و قوىتر از تخم قثد .
پوست و گوشت او مولد رياح و قولنج و دير هضم و خلطى كه از او به هم رسد ، مستعد عفونت و در اكثر افعال مانند قثد است و مصلحش عسل و مويز و رازيانه و شرب برگ او جهت سگ ديوانه گزيده و خشك كردهء او جهت اسهال صفراوى مفيد است .
[ 4053 ]
قثد :
اسم عربى خيار است و در شيراز ، خيار بالنگ و در خراسان ، بادرنگ نامند .
در آخرِ دوّم ، سرد وتر و مسكّن حرارت صفرا و خون و التهاب احشاء و رافع تشنگى و مفتّح سدّهء جگر و مدرّ بول و مخرج حصاة و غليظتر از قثاء و رافع ضعفى كه از اسهال مفرط حارّه به هم رسد و جهت تبهاى تند و يرقان و درد سر ، نافع و آب او تا چهل و پنج مثقال با شكر ، مسهل مرة الصفرائى كه در معده و امعاء باشد و آب خيار زرد ترش رسيده در اسهال ، قوىتر از آب نارسيدهء آن و چون قدرى قرنفل در او خيسانيده ، روز ديگر صاف او را با ماء العسل بنوشند جهت نيكويى رنگ رخسار و تفتيح سدد و تحليل مواد حارّه ، نافع و رافع خفقان است در يك روز و نطول آب او مانع تولد قمل و ضماد كوبيدهء جرم او جهت جرب و حصف و شرى و خارش بدن و نرم كردن خشونت جلد و التهاب معده و احشاء و درد سر و اورام حارّه ، مفيد و خوردن دو مثقال و نيم از پوست خشك او جهت عسر ولادت ، به غايت مؤثر .
مضرّ مبرودين و خام كنندهء غذا و مولد خلط خام و درد تهيگاه و چون در معده فاسد گردد ، مولد خلط سمّى و مصلحش نانخواه و معاجين حارّ و عسل .
بوييدن خيار جهت انتعاش روح حيوانى و درد سر حارّه ، مفيد است و ترشى خيار ، مبرّد و مطفى حرارت و بسيار دير هضم و با طعام و بعد از آن ، مضرّ است .