و به دستور ، جهت تقويت اعصاب و تحريك باه ، بسيار مؤثر و آشاميدن او جهت زياد كردن فهم و عقل و رفع رياح و تقويت معده و نيكويى رخسار و خفقان و يرقان و صداع بارده و بواسير مقعد و بواسير الانف و تقويت هاضمه و با روغن حبّة الخضراء جهت درد كمر و سردى گرده و مثانه و تقطير البول و تبهاى كهنه و قطع قى و جهت برودت رحم و به هم آوردن فم آن ، شرباً و حمولًا و جهت تقويت دندان و لثه و خوشبويى دهان و رفع قروح آن ، سنوناً و جهت گوشت آوردن جراحات مزمنه كه به سبب زيادتى رطوبت باشد و جهت دردهاى بارده و ريحى ، ذروراً و ضماداً ، نافع و قطور او جهت گرانى سامعه و طلاى او با زفت جهت جوشش سر و غسول او جهت سرخ كردن گونه و آشاميدن يك اوقيه از شرابى كه يك اوقيه از آن در يك رطل شراب جوشانيده باشند جهت رفع اقسام كرم معده ، مجرب است و استعمال كردن او با بيخ ، باعث فساد قوت اوست .
مضر حلق و صوت و مصلحش شكر و مضر ريه و مصلح آن انيسون و مداومت او ، محرق خون و مولد جذام و مصلحش سه روز در سركه خيسانيدن است . قدر شربتش تا دو مثقال و بدلش مثل او سنبل الطيب و نصف آن مرو و ربع آن دارچينى است و قسمى از سعد هندى كه شبيه به زنجبيل است و ممضوغ او به رنگ زعفران و از جمله سموم و محرق و مقرح جلد و دو دانگ او مورث جنون و زياده از آن كشنده است و طلاى آن ، در ساعت موى را سترده ، باعث جراحت جلد مىگردد .
[ 2848 ]
سعدان :
اسم عربى است گياهى است شبيه به گياه حسك و خاردار و سفيدتر از آن و برگش از آن نرمتر و ثمرش مدور و پر خار و تخم او ، پهن است و اعراب ، معتقدند كه بيخ و ثمر او ، مدرّ بول و قاطع زحير و اسهال است .
[ 2849 ]
سعوط :
آنچه در بينى كنند و مايع باشد و به اين اسم نامند و از اختراعات « جالينوس » است و عود العطاس را نيز به اين اسم نامند .
[ 2850 ]
سعالى و سعله :
فنجريون است و حشيشة السعال نيز گويند .
[ 2851 ]
سعنسد :
عود بلسان است .
[ 2852 ]
سغبر :
به غين معجمه ، سرخس است .
[ 2853 ]
سغبين :
به دستور ، غين معجمه ، سگبينج است .
[ 2854 ]
سفرجل :
به فارسى به و آبى و به تركى ، حيوا نامند و معروف است .