قبل از آنكه بر آب ترسد ، مجرب دانستهاند و چون در روغن زيتون جوشانيده ، در گوش چكاند و به دستور ، بر دندان طلا كنند جهت رفع درد دندان ، نافع قدر شربتش تا يك درهم .
[ 2838 ]
سطراطيوس :
به يونانى نباتى است كه بر روى آب به هم مىرسد ؛ شبيه به بادرنجبويه و بى بيخ .
سرد وتر و رادع اورام حارّه و جهت حرقة البول و ادرار خون گرده و التهاب اعضا ، نافع و در جميع افعال ، قريب به طحلب است .
[ 2839 ]
سطاريون :
به يونانى اسم نباتى است ما بين شجر و گياه ؛ شبيه به عشقه و بر اشجار مجاور مىپيچد و به تنهايى نيز مىرويد . گلش شبيه به بنفشه و چندين عدد نزديك به هم مثل خوشه و اندرون گلها ، زرد و ساقش سبز مايل به سياهى و برگش مثل برگ بنفشه و ضخيم و در اصفهان ، گل عقرب و به فارسى برابران نامند و در باغها بسيار است و او ، غير فاشر ستين .
مركب القوى و رادع اورام حارّه و بارده و برگ گل او را چون كوبيده ، ضماد نمايند جهت گزيدن عقرب و زنبور و رتيلا و ساير هوامّ ، ضماداً و شرباً ، مجرب است .
[ 2840 ]
سطركا :
لغت سريانى و آن ، ميعهء يابسه است .
[ 2841 ]
سطراك :
زرنباد است .
[ 2842 ]
سطبوس :
اسم يونانى جلنار است .
[ 2843 ]
سطيعون :
اسم يونانى زوفر است .
[ 2844 ]
سطحيلون :
اسم يونانى جدوار است .
[ 2845 ]
سطفلين :
اسم يونانى جزر است .
[ 2846 ]
سطاح :
اسم جنس گياهى است كه بر روى زمين پهن مىشود .
[ 2847 ]
سعد :
بيخى است به قدر زيتون و بزرگتر از آن و سياه و اندرونش سفيد و خوشبو و به فارسى مشك زمين به تركى طبلاق و در تنكابن ، اسكتو نامند . برگش شبيه به برگ گندنا و از آن دراز تر و باريكتر و با صلابت و اندك خشونت و كم عرض .
در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و مجفِّف بىلذع و مدرّ بول و حيض و مفتت حصاة و مفتّح افواه عروق و مخرج عفونات و مجفِّف جراحات و جهت سمّ عقرب ، شرباً و ضماداً ، نافع