مرتبهء اوّل است ، چه آن ذى مزاج ثانوى مركبّ است از اجزائى كه هر يك را كيفيت مزاجى اولى مختلفة الاثر است ، مثل تسخين بعضى و تبريد بعضى و از اجتماع و تفاعل كيفيات اولى كيفيت ثانوى حاصل شده و اثر او غير آثار مزاج اجزاء خواهد بود ؛ چون ردع و قبض مثلا ، و هرچه را مزاج ثانوى طبيعى باشد « مركب القوى » نامند . و آنچه صناعى باشد ؛ اگر مزاج ثانى را اثر ، موافق آثار اجزاء مفردهء اوست آن مركب را « متوافقة القوة » گويند و اگر مخالف باشد ؛ مثلا هم تسخين و هم تبريد كند « متضادة القوة » نامند و طبيعت ، به اذن خالق ، هر يك از قوت متضاده را در مكان خود استعمال مىنمايد در صورتى كه عايق نداشته باشد .
مرتبهء سوم : از لوازم مرتبهء اوّل و ثانى است به واسطه افعال صورت نوعيه و بالخاصية عبارت از اوست مثل فعل حجر اليهود در تفتيت حصاة كه از لوازم كيفيت مزاجى اوست كه تقطيع اخلاط را لازم دارد . و مانند اختصاص اسطوخودوس به دماغ كه از لوازم حرارت مزاجى اوست كه تلطيف اخلاط خاصه دماغى به واسطهء صورت نوعيه مىكند . و مثل ترياق كه از لوازم مزاج ثانوى اوست كه به واسطهء صورت نوعيه رفع سمّ مىنمايد .
بدان كه بنا بر مذهب « شيخ الرئيس » قدس سره و محققين كه به بقاى صور عنصرى در مركبّات قائلند بايد مراتب قوتّها چهار باشند ؛ چه تصريح نمودهاند كه مركب را مزاج اولى از كيفيت اجزاء متفاعله متماسه مىباشد و تأثير او مرتبه [ اى ] است از مراتب و به دستور ، مزاج ثانوى را هم اثرى است غير آن مثل شير كه مركبّ است از مائيت و دهنيت و جبنيّت و تأثير او به مزاج ثانوى ، مرتبهء ديگر است از مراتب و همچنين صورت نوعى تركيبى را اثرى است غير آثار مذكوره و تأثير اجزاء غير متفاعلهء مركبّات را مرتبهء از مراتب نشمردهاند و قياس مقتضى است كه قوتّها به قدر فواعل باشند و اندراج مرتبهء اثر صور نوعيهء اجزاء غير متفاعله غير متماسه در تحت مرتبهء اثر صور نوعى تركيبى ظاهر نيست .
مخفى نماناد كه بعضى از مركبات ، بىصور نوعيهاند ؛ مثل خاكِ مخلوط به آب و كفى كه مركب است از آب و هوا و بخارى كه مؤلف است از آب و آتش و هر چه با صورت نوعيه است يا محكم التّركيب مىباشد به حدى كه تحليل اجزاء عنصرى او ممكن
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٤٠