تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
اما شرط اخذ ادويه آن است كه هر چه حيوانى باشد از حيوان صحيح الجسم جوان در فصل بهار و در حين حيات يا بلافاصله بعد از ذبح بايد گرفت . و آنچه معدنى باشد ، در اوايل زمستان . و بايد مغشوش به خاك و ساير كثافات نبوده باشد و در رنگ و بو و جوهر معيوب نباشد ، و از معادن ، مشهور به آن بلد بهتر است . و از نباتات ، ثمر را بعد از رسيدن و قبل از سقوط ؛ مگر آنچه نارسِ آن مطلوب باشد ؛ در آن صورت ، قبل از تمامى نمو و پر آب شدن بايد گرفت و برگ را بعد از تمامى نمو ، قبل از زرد شدن و تخمها را بعد از استحكام و اعتدال خشكى و گلها و شكوفه‌ها را بعد از شكفتن و قبل از پژمردگى ؛ مگر گل سرخ را كه قبل از تمامى شكفتن بهتر است . و شاخه‌ها را بعد از تمامى نمو و قبل از خشك شدن و بيخها را بعد از استحكام ثمرتا وقت ريختن برگ ، بلكه آخر فصل خريف ، و صمغ و عصاره را در اوّل ريختن شكوفه بايد گرفت . و مىبايد وقت اخذ ، آخر روز و قبل از طلوع آفتاب و بعد از غروب نبوده ، هوا صاف باشد و حفظ ادويه در مكان نمناك و جاى بسيار گرم و در آفتاب نبايد نمود ؛ مگر مطلب ، خشكى او باشد . و هر چه از آفتاب ، قوّتش زايل شود در سايه بايد خشك كرد . بدان كه تأثير دوا ، بالذات ، به كيفيت است و غذا را بالذّات ، تأثيرش به كميت .

( تأثير دوا )

در مزاج معتدل ، منحصر است به چهار مرتبه ؛ چه هر چه به مقدار اعتدال ، بعد از ورود به بدن معتدل و متغير شدن اولًا از كيفيت بدنى ، اگر بدن ، ثانياً تغيير محسوس از اثر او نيابد و از تكرار و زيادتى مقدار ، اثر او به قدر سهلى محسوس شود آن را « معتدل » گويند . و اگر تغيير خفى دهد و از تكرار استعمال و زيادتى مقدار به حد ظهور رسد ، « درجهء اوّل » نامند ، و هر گاه تغيير ظاهرى غير خفى دهد ، « درجهء ثانى » ، و اگر نهايت تغيير دهد و به مرتبهء فساد طبيعت نرسد ، « درجه ثالث » و هرگاه طبيعت را فاسد سازد و به حد هلاك رساند « درجهء رابع » نامند . و هر يك از درجات را عرضى مىباشد كه اوّل و وسط و آخر آن درجه گويند . و تقسيم درجات به نحو ديگر كه در كتب قدما [ و متأخرين ] ملاحظه شده و ذكر آن را لايق‌تر دانسته چنان است [ كه به برهان ثابت شده : معتدل حقيقى ، ممتنع است و مادامى كه كيفيتى به حد غلبهء محسوس نرسد ، در عرض معتدل مجازى خواهد بود . و غلبهء آن به حدى كه يك چند زياده بر ساير كيفيات باشد كه اوّل مرتبهء احساس است « درجهء اوّل » ناميده‌اند . و غلبه دو چندان را درجهء دوّم و على
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 38 | مؤسسه احياء طب طبيعى / محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )