تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
اخراج سنگ گرده و مثانه ، مجرب دانسته‌اند و قطور يك عدد از خشك او با روغن گل جهت چرك گوش و كرى و با صبر و سفيداب ، مسقط بواسير و تدهين او با روغن كنجد بر رخسار مورث دوستى مردم و در قضاى حاجات مؤثر است . [ 1628 ]

حباب :

حيوانى است بسيار كوچك و سياه و شبيه به عقرب و از جعل باريكتر و در غير بيد انجير به هم نمىرسد و چون كسى را بگزد در يك شبانه روز اگر نكشد از سه روز نمىگذارد و علاجش تبريد و تخدير قوى است . [ 1629 ]

حبارى :

به فارسى هوبره نامند . مرغى است برّى خاكسترى رنگ و منقش به سياهى و منقارش دراز . در آخرِ دوّم ، گرم و خشك و موافق مبرودين و گوشت و پيهء او جهت ربو و ضيق النفس و بهر [ بهق ] و پردهء سنگدان او جهت خفقان و اكثر امراض سينه و اكتحال او با مثل آن نمك سنگ جهت ابتداى نزول آب ، به غايت نافع و چون پيهء او را با اندك نمك و سنبل سرشته به قدر نخودى حبّ ساخته و خشك كنند ، پنج عدد او در قطع اسهال دورى - كه ذرب نامند - ، بىعديل است . و خون او تا سه مثقال با آب و شراب جهت ربو و عسر النفس و خاكستر پر او جهت ثآليل ، ضماداً ، نافع . گوشت او دير هضم و مضرّ محرورين و مصلحش سركه و دارچينى است . گويند چون ناخن او را با هم وزن او حبّ المنسم سائيده ، با عسل به كسى اطعام كنند ، باعث محبّت مفرط مىشود و تعليق او موجب قبول و تعليق چشم راست او رافع چشم زخم و تعليق سنگى كه در چينه دان او به هم رسد ، قاطع رعاف و بيضهء او ، خضاب خوبى است . [ 1630 ]

حبرج :

مرغى است شبيه به حبارى و از آن كوچكتر و در كنار آبها مىباشد . گرم و غليظ و مولد خون سوداوى و مصلحش مهرا پختن و با دارچينى و آبكامه بدون روغنها استعمال نمودن . [ 1631 ]

حبوب :

به فارسى دانهء نباتات را گويند و در طى ذكر اصل هر يك مذكور است . [ 1632 ]

حبق :

به عربى اسم گل نبات ما بين شجر و گياه . خوشبو است و از مطلق او ، مراد ، فودنج برى است . [ 1633 ]

حبق الفيل و حبق القنا :

مرزنجوش است .