خفقان و درد كمر و پشت و قولنج و غشى و با بادام و شكر ، مسمِّن بدن و تقطير بول را نافع و چون داخل نان كنند ، باعث سرعت انهضام او و رافع ضرر آن و مداومت به اغتسال او در حمام ، مانع نزلات و به غايت مجرب دانستهاند و نگاه داشتن او در پارچهء كبود و به دستور ، بخور او ، مبطل سحر و مداومت بخور او موجب الفت معاندين و طبيخ او جهت نقرس و طلاى او جهت كلف ، نافع .
مضر دماغ و احشاى حارّه و مصلحش گلاب و ربّ ريباس . و قدر شربتش از سه درهم است تا پنج درهم و بدلش مغز بادام تلخ و چوب .
برگ او در اوّل ، گرم و خشك و مقوّى بدن وجهت رفع رايحهء كريههء بدن و گريزانيدن هوامّ و نگاه داشتن چوب او با خود جهت قضاى حاجات و بخور پوست او را جهت گريزانيدن هوامّ و پشه ، مجرب دانستهاند و چون با سداب و مصطكى و قسط ، در روغن بجوشانند ، جهت فالج و كزاز و لقوه و رعشه و مفاصل و اورام ، شرباً و طلاء و جهت جبر كسر و ضربه و سقطه ، به غايت مفيد است .
[ 1626 ]
حبحجبو :
ثمر درختى است در عمان از نارجيل بزرگتر و بىليف و چون شكسته شود ، اجزاى او مشتمل مىشود به قدر نخودى و بزرگتر از آن و چيز نرمى شبيه به آرد و همه اغبر و تند و لذّاع و بسيار قابض و ترش و مادامى كه در ثمر اوست قوتّش تا هفت سال باقى است و چون بيرون آورند ، تا يك سال .
در دوّم ، سرد و در سوم ، خشك و قاطع اسهال مزمن و نزف الدم و تشنگى و التهاب صفرا و قى و غثيان و چون يك هفته مداومت نمايند جهت صداع حارّ و منع تصاعد بخار به دماغ و سدر و دوار و با عسل ، جهت زحير ، نافع .
مضر سينه و صوت و مورث سعال و مصلحش كتيرا و قدر شربتش يك درهم و بدلش سماق است .
[ 1627 ]
حباحب :
به فارسى كرم شبتاب نامند . حيوانى است از مگس كوچكتر و رنگش اغبر و زرد و مقعدش در غايت سبزى و در زير بال او مستور و چون پرواز كند مكشوف گردد و در شب مانند اخگرى مىدرخشد .
گرم و خشك و حارّ و از ذراريح ، قوىتر و سه عدد او قتّال و يك عدد مقطوع الرأس او را كه خشك شده باشد ، با دوازد مثقال نقيع حلتيت چون در سه روز بنوشند ، جهت