[ 1614 ]
حافر :
سمّ حيوانات است .
[ 1615 ]
حبّ النيل :
به فارسى تخم نيلوفر گويند . او ، دانهء گياهى است شبيه به لبلاب و بر مجاور خود مىپيچد . گلش كبود و به شكل لبلاب و از آفتاب ، به هم مىآيد و در غلاف هر گلى ، سه دانه مثلث مىباشد .
در سوم ، گرم و خشك و مسهل اقسام كرم و با تربد ، مسهل بلغم غليظ و با سقمونيا ، مسهل صفرا و اخلاط غليظه و با هليله ، مسهل سودا و مفتّح سدهء جگر و سپرز و جهت برص و بهق و تنقيهء بدن و درد مفاصل و ساير امراض بارده ، نافع .
قدر شربتش از يك دانگ تا نيم مثقال و يك درهم و زياده از او ، كشنده است به مغص و لصوق به ماساريقا و اسهال مفرط و مصلحش هليله و سحق بليغ و آلودن او به روغن بادام و بدلش به وزن او شحم حنظل و سدس آن حجر ارمنى است و مفرد او بعد از يك شبانه روز عمل مىكند و با محركى سريع العمل است . و قوتش تا سه سال باقى مىماند [ و مضعف باه است ] .
[ 1616 ]
حبّ الكلى :
بار نبات انار غوس است و آن ، مذكور شد و اين ، شبيه است به كردهء كوچكى از باقلا بزرگتر و مايل به طول و در وسط او خطوط و رنگ او ممتزج از الوان مختلفه است و قوتش تا سه سال باقى مىماند .
در آخرِ دوّم ، گرم و در اوّل ، خشك و مقىء قوى بلغم و مدرّ حيض و مخرج جنين و مخدّر و مسكر و مفتّت حصات و جالى آثار و با شراب جهت صداع مزمن و تعليق هفت عدد او بر ران چپ جهت عسر ولادت ، مجرب دانستهاند و به دستور ، خوردن هفت عدد و بخور هفت عدد او .
قدر شربتش از نيم مثقال تا يك درهم و مكرب و مغثى و مصلحش روغنها و صمغ عربى و مصطكى و زياده از دو درهم او كشنده است .
[ 1617 ]
حبّ الزلم :
تخم كنگر است كه مؤلف « اختيارات » بيان كرده و مؤلف « تذكره » گويد كه نبات او كمتر از ذرعى و برگش مستدير ؛ مثل درهم و حبّ السمنة ، قسم صغير اوست و او ، سرخ رنگ و مايل به تدوير و در جوف پوست او دانهء صلبى مدور و مغز دانه ، سفيد و نرم و باطن پوست او مايل به سياهى و سرخ و قسمى بزرگتر از نخودى و مفرّح و خوش مزه و در مصر ، بسيار است .