چشم ، به غايت سريع الاثر و خوردن پوست مسحوق او به قدر دو درهم مهيّج باه و طلاى او با سركه و عسل جهت تحليل اورام و ذرور او قاطع خون و جهت التيام جراحات كهنه و الصاق جراحات تازه و پرده ملاصق پوست او حمولًا ، معيد البكاره است با خون كبوتر بچه و از اسرار است و مكلس پوست تخم مرغ ، در جميع آثار ، مثل آهك است و در علم صناعت ، از آن بهتر و با بوره و نوشادر ، منقّى مشترى است .
روغن تخم مرغ كه زردهء او را درتابهء آهنى با آتش سوزانيده گرفته باشند ، گرم و محلّل و ملطّف و جهت درد مقعد و بواسير و درد دندان و رويانيدن مو ، به غايت مفيد است و گويند چون زرده را با نوشادر ثابت برشته كرده و روغن بگيرند ، در تطهير اجساد ، مجرب است و هر گاه اصل حارّ را با او حل كنند ، اصل بارد را ثابت كند .
« جالينوس » ، حدى به جهت نيم پخت كردن تخم مرغ قرار داده كه : هر گاه در آبِ جوشيده بگذارند و تا صد ، شماره كنند و يا در آب سرد كرده به آتش گذارند و تا سيصد شماره نمايند ، نيم پخت مىشود .
قدر شربتش از پنج عدد تا پانزده عدد است و تخم ساير طيور در ابواب خود مذكور است و در فصائل ، تخم تذرو و تيهو و دراج و كبك ، شبيه به تخم مرغ خانگىاند .
[ 1138 ]
بِيش :
به هندى بس [ بش ] نامند و آن ، بيخى است كه منبت او بلاد چين و كوهى كه هلاهل نامند و لهذا زهر هلاهل ، عبارت از اوست و آن ، سريع النفوذ تر از سمّ افعى است و قليل اقسام آن ، كمتر از دو ساعت ، قاتل است .
در بلاد هند نيز اقسام او مىباشد : يكى را به لغت هندى سنكيا نامند و جندال نيز گويند و آن ، بيخى است شبيه به شاخ آهو ، پرگره و بر روى آن ، نقطههاى سياه و گاه باشد كه مانند طلق مسحوق و مثل كافور سوده ، چيزى بر آن نشسته باشد و درون بعضى سياه و براق و صلب و بعضى سرخ و برخى زرد و مايل به سفيدى و قوىتر از همه ، سياه اوست به حدى كه اگر بر ركاب طلا كنند ، در راكب ، تأثير كند و بوى او كشنده و آن ، بسيار نايافت است و ملوك ، ضبط مىنمايند و چون اقسام او را بر شاخ گاو بمالند ، به جاى شير خون دوشيده شود و قسم ديگر بجهناك نامند و آن ، به شكل جدوار است ، بيرونش به سياهى مايل و درونش زردِ مايل به سفيدى و گياهش به قدر ذرعى و برگش شبيه به برگ كاهو و گل او سرخ و بعضى را زرد و بعضى را بنفش و يك حبّه آن كشنده است به قدر نيم ساعت