و امراض باردهء آن . و قطور طبيخ او با سركه جهت نزلات و دوى گوش و مضمضهء او جهت درد دندان امتلائى . و روغن او جهت گشودن افواه عروق بواسير و آشاميدن او جهت رفع سميت فطر و بيخ و گشنيز . و يك اوقيه او ، مسهل قوى . و غرغرهء آن با ماء العسل جهت خشونت قصبهء ريه ، مفيد .
بدلش دهن الغار و بدل ايرسا در اسهال ماء اصفر ، ثلث وزنش مازريون با بيست مثقال شير شتر . و قدر شربتش تا دو مثقال و گويند مضرّ شش است و مصلح او عسل است .
[ 643 ]
ايدمامير :
به يونانى چيزى است شبيه به پشم و مايل به سبزى و بر ساق و شاخههاى درخت جنگلى ، متكون مىشود و در تنكابن ، دارحج نامند .
سرد و خشك وجهت اسهال ، مجرب . و ذرور محرق و غير محرق او جهت نزف الدم جراحات تازه و كهنه و محرقش جهت قروح ، به غايت مؤثر .
قدر شربتش از دو مثقال تا سه مثقال است .
[ 644 ]
ايَل :
به فارسى گاو كوهى است و انواع مىباشد : نوعى زرد رنگ و قوى هيكل و در بيشههاى گرمسير مىباشد و بقر الوحش نامند و به فارسى گوزن گويند و بهترين انواع است و نوعى در دامن كوههايى كه درختان باشد ، مىباشد و در جثه از آهو بزرگتر و در زمستان ، موى او مايل به سياهى و در فصل گرما ، سرخ مىشود و بىدنباله است و وعل نامند و در تنكابن شوكا و به تركى جوير گويند و نوعى كه در كوههاى گرمسير مىباشد ، از وعل بزرگتر و دنباله دار است و يحمور گويند و نوعى كه در كوههاى سرد سير مىباشد بقر جبلى نامند . همه آن ، هر سال در پائيز شاخ مىاندازند و قويتر از اوّل و پر فروع تر بر مىآرند و به غايت طويل العمر مىباشد . و گويند كه بعد از هر صد سال ، مثانهء ديگر در او به هم مىرسد و به عدد مثانه عمر او معلوم مىشود و والد حقير از جد حقير نقل نموده كه : او ، صاحب هفت مثانه را ديده بود . و از خواص ايل است كه مار را به نفس ، از سوراخ بيرون آورده مىخورد .
در خواص ، تفاوتى ندارند ، و گوشت اقسام او غليظ و مولد سودا و سريع الهضم و مدر بول و مقوّىّ باه مبرودين و دنبالهء همه انواع ، از جمله سموم . و گوشت آنچه در هواى گرم بعد از دوانيدن بسيار ذبح كرده باشند ، با سميت است و مصلح گوشت او ، نهايت طبخ اوست با روغن و آشاميدن شراب و ماء العسل بعد از آن . شاخ سوختهء او يك مثقال با يك