غليظه گردد ؛ خصوصاً كه با ادويه ملينه و مفتحه و جاذبه اضعاف او باشد . و عصارهء خشك هليله ، قوى الفعل و قليل المقدار است و در دستورات ، مذكور مىشود . و ذرور هليله زرد جهت دمعه و تجفيف رطوبات وحدت بصر ، نافع ؛ خصوصاً هر گاه در خمير گرفته بسوزانند . و به دستور ، قطور آب خيسانيدهء او ، همين اثر دارد . و سنون او و دانهء او جهت تقويت لثه و خون بن دندان و رويانيدن گوشت آن مفيد .
مضر سفل و مصلحش عناب و سپستان و مصلح قبض لازم عصر او روغن بادام و قند و ترنجبين . و قدر شربت از جرمش تا پنج [ پانزده ] درهم و در مطبوخات و منقوع ، از هفت درهم تا ده درهم و بدلش در غير اسهال ، پوست انار و گويند عفص ، بدل اوست .
از خواص مجربّه اوست ، سرعت گداختن معادن ، خصوصاً حديد را .
[ 632 ]
اهْلِيلَج هندى :
و اسود نيز نامند و به فارسى اهليله سياه است . و او ، بىدانه و به قدر مويز سياه و صلب است .
در دوّم ، خشك و در وسطِ اوّل ، سرد و مسهل سودا و منقّى خون و روح از خلط سوداوى و جهت بواسير و تقويت احشاء و درد سپرز و رطوبت معده و جذام و بودادهء او جهت اسهال ، مفيد . و نگاه داشتن او هميشه در دهان ، باعث سياهى موى و تقويت آن و تقويت لثه به غايت مؤثر .
گويند مضرّ جگر است ، و مصلحش عسل و قدر شربت از جرمش تا دو مثقال و در مطبوخ تا هفت مثقال ، و بدلش هليله كابلى و در قبض ، نصف وزنش عفص و خمس آن تخم مورد است .
[ 633 ]
اهْلَيلَج كابلى :
بهترين او باليده و سياه مايل به زردى است .
در برودت ، معتدل و در اوّل ، خشك و بعضى او را و هليله سياه را گرم به اعتدال مىدانند . مسهل بلغم و سودا و صفراى مخلوط به اخلاط و مدر بول و بهترين اقسام هليله است . و در افعال ، قوىتر از هليله زردو سياه . و مجموع خواص ، در هليلهء زرد مذكور شد .
و گويند چون يك سال هر روز يك عدد را تناول نمايند ، موى ، سفيد نشود . و بعضى اين خاصيت را مخصوص هليلهء هندى و بعضى مخصوص هليلهء پروردهء كابلى دانستهاند . و بالخاصية ، جهت دفع ضرر آبها و بسيار خوردن آب ، نافع . و ذرور تخم محرق او جهت قطع خون بواسير و نزف الدم اعضاء و تقويت دندان و لثه ، مجرب .