تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
[ 619 ]

اورزحورس [ ادورخورس ]

: به يونانى زيبق است . [ 620 ]

اوبوفزوس :

به يونانى كرم العنب است . [ 621 ]

اوجا :

به لغت تنكابن درخت غرب است . [ 622 ]

اوهيره :

به هندى آس است . [ 623 ]

اوت :

به هندى ابل است . [ 624 ]

اويقس :

به يونانى اسم اظفار الطيب است . [ 625 ]

اوجى :

به لغت مازندران حشيشة العلق است . [ 626 ]

اوركليك [ اوركليك ]

: به تركى اسم وج است . [ 627 ]

اوزالك [ اوذلك ]

: به تركى حرمل است . [ 628 ]

اوتلكو :

به تركى اسم زمج است . [ 629 ]

اوبيكه [ اوپكه ]

: به تركى اسم ريه است . [ 630 ]

اوس :

به هندى اسم ثلج است . [ 631 ]

اهليلِج اصَفْر :

هليلهء زرد است و بهترين او باليدهء زرد مايل به سرخى با ملاست است . در آخرِ اوّل ، سرد و در دوّم ، خشك و مسهل به عصر صفراء و بلغم رقيق و مقوّىّ معده و دماغ و مفتّح سدد . و مطبوخ و منقوع او ، بهتر از جرم اوست . جرم او و ساير هليله‌جات محدث قولنج‌اند به سبب دفع رقيق خلط و باقى ماندن غليظ . و مجموع آن ، مقوّىّ حواس و ذهن و جهت خفقان و صداع و غثيان و جذام و حميات مركّبه و درد سر و استسقاء و رياح بواسير و و بواسير و منع صعود بخار به دماغ و تصيفهء رنگ رخسار و اطفاى نايره سودا كه از احتراق صفرا باشد نافع‌اند . و بعضى در حميات ، منع كرده‌اند [ و اين قول حق است ] ، مگر آن كه خلط غليظى با صفرا و بلغم رقيق نباشد . و به دستور ، در حقنه‌ها منع نموده‌اند . و در شرح اسباب ، در قواعد كليه علاج سرسام صفراوى مذكور است كه هليله در حقنهء آن بايد كرد و اين قول . پسنديده است و حقير در حقنهء اسهال كراثى كه با سدّه و نهايت وجع امعاء بوده ، مكرر كرده و باعث رفع علت شده و استدلال مانع به سبب عصر آن صورتى ندارد ؛ چه حقنه را اثر ، در افضيه است نه مسام كه باعث انضمام و بقاى مواد