ز زير لاله رسته سبزهء تر * چنان كز بيضه طوطى برزند سر
ميان لاله ، عرعر جا گرفته * چو خوبان ، پاى در حنا گرفته
شده از اعتدال فصل نوروز * در و ديوار گيتى خاطر افروز
حرير آب گشته ، پنبهء برف * شده عكس مگس تمغاى شنگرف
گل كاهى ز گوى غنچهء تر * نشانده بر گريبان تكمهء زر
ز بهر عشرت گلهاى خودكام * چمن را خانهء بلبل شده نام
شده زير شكوفه ، نخل ترگم * ز گرما باژگون پوشيده قاقم
نشان خيمهء عشرت شده گل * مزين كرده عشرتگاه بلبل
شده قمرى ابر ، افغانگر از شوق * پديده آورده از قوس و قزح طوق
شراب ارغوانى لاله در سر * لباس شادمانى غنچه در بر
ز هر سو غنچه رعناى لاله * شده كام غزالان را نواله
زمين زان مى كه خورد از جام گردون * ز سبزه زنگ دل مىداد بيرون
رياحين تازه روى و سبزه نوخيز * سوى صحرا جنيبت رانده پرويز
پريرويان تكاورهاى تازى * همه دادند پيشاپيش بازى
نگارى لعبتان پرنيان پوش * همه آشوب عقل و آفت هوش
همه در جلوه ، گرداگرد خسرو * كواكبوار برگرد مه نو
كمانهاى كيانى بر سر دست * از آن صيد افكنان صيدى نمىجست
يكى مىكرد ، بال كبك آماج * يكى مىبست بر فتراك درّاج
خدنگ هر طرف گرديده سروى * هلاكش مانده هر جانب تذروى
ز آواز نى پر درد ناوك * همى زد نعرهء بى خود چكاوك
در آن هر سو سگ آشفته حالى * شده ديوانهء مسكين غزالى
در آن صحرا نه كبك از باز مىجست * نه باز از دست باز انداز مىرست
ز بهر صيد آن شهزاده تا شب * جنيبت رانده با خيل شكر لب
ارشاد الزراعه ( فارسى ) — صفحة 32
مساهمون: قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى
ص٣٢