چون آن گلچهره را اشكم دريدند * درونش را به سيب آكنده ديدند
ز روى نكته دانى و كياست * مرا ورا كرد خسرو چون سياست
بس آنكه رخت و پخت مرد ظالم * بدهقان داد در رد مظالم
ستمكاران چون آن كردار ديدند * ز بيدادى همه دامن كشيدند
عنايتها نمود از روى احسان * دگر آن خسرو عادل بدهقان
كه از دهقان بود آباد عالم * چرا بر خاطر ايشان رسد غم
جهان را خرمى باشد ز دهقان * از ايشان است گشت و باغ و بستان
اگر خواهد كسى پيوسته راحت * بدهقانان بود دائم به شفقت
و گر جويد كسى آزار دهقان * نه بيند دلخوشى هرگز بدوران
و اگر حقير قليل البضاعه به تحقيق و تفتيش تمام اين امر جليل القدر اشتغال مىنمود و اوقات مصروف مىداشت ، بتطويل مىانجاميد ، ضرورة در اختصار كوشيد .
غرض كه بر ارباب بصيرت و اصحاب خبرت مخفى نباشد كه انفع صنايع و اطيب مكاسب امر زراعت است ، يقين است در امرى كه جبرئيل امين بفرمان حضرت رب العالمين مر حضرت آدم صفى را عليه السلام تعليم فرموده باشد و اول كارى كه در دنيا به عمل آمده اين باشد ، بهترين و شريفترين امور دنيا بوده موجب جمعيت دنيا و فراغت آن سرا خواهد بود .
شمهاى در بيان آفريدن حضرت آدم صفى ( ع ) ، و با حوا در بهشت عنبر سرشت آرام گرفتن . و به جهت تناول گندم بيرون افتادن از آن منزل شريف و مقام آدم بر سر كوه سرانديب . و حوا به جده رفتن ، بفرمان ملك علام و بعنايت رب الارباب ، از هند بيرون آمدن و در اين مزرعهء فانى زراعت كردن .
چون عزرائيل به حكم ملك جليل از همهء اجزاى زمين يك قبضه برداشته و