تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الادويه ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
را نفع دهد ؛ و چون با نمك طلا كنند يا بخورند ، گزندگى سگ ديوانه را نفع رساند ؛ و چون زن پيش از جماع بردارد ، منع آبستن كند ؛ و چون با مصطكى بخايند و آب آن را فروبرند ، مسخّن معده بود و اگر مقدار ده درم آب او را صاحب قى با شكر بخورد ، اشتها آرد و قى باز دارد و فواق [ و خفقان ] را زايل گرداند ؛ و اگر با شكر بجوشانند و بر پهلوى چپ طلا كنند ، درد سپرز را ببرد ؛ و مضرّ است به سپرز ، و مصلح آن كرفس است .

نعام

: به پارسى شترمرغ گويند . كثير الفضول و بطئ الهضم است ؛ و چون روغن پيه‌اش بر اورام بلغمى بمالند ، تحليل دهد .

نفط

: بهترينش آن است كه سفيد بود . طبعش گرم و خشك است در چهارم . چون در چشم چكانند ، بياض را ببرد و چون نيم مثقال از او به آب گرم رغبت كنند ، سدّه بگشايد و ضيق النّفس و سعال مزمن و وجع الورك و لقوه و فالج را نفع دهد و مغص را ساكن گرداند و بادها را بشكند و سردى مثانه را نفع كند و بچهء مرده بيندازد و مشيمه بيرون آرد و كرم دراز و حبّ القرع را بكشد ؛ و مضرّ است به شش ، و اصلاحش به كتيره كنند ، و بدل آن نفط سياه و قطران است .

نمل

: به پارسى مور و مورچه و به هندوى چونتيهى گويند . چون مور بزرگ را كه مورچهء سواره گويند ، با سركه به بهق طلا كنند ، نفع تمام دهد ؛ و چون صد عدد از او در پنج درم روغن زنبق اندازند و يك هفته بگذارند ، پس بر قضيب بمالند ، نعوظ آرد ؛ و چون بكوبند و ببيزند و به آب سرشته ، بر زير بغل و يا زير ناف طلا كنند ، بعد از آنكه موى را كنده باشند ، ديگر نرويد .

نمر

: به پارسى پلنگ خوانند چون خونش بر گلف مالند و بگذارند تا خشك شود نفع دهد .

نوره

: به پارسى آهك و به هندوى چونه گويند ؛ و نيكوترين آن سفيد و سست بود و آب نديده به غايت گرم بود و ملطف و محرق بود . طبعش گرم و خشك است در سيوم ؛ و آب رسيدهء وى چون دو روز يا سه روز به وى بگذرد ، نه محرق بود ، بلكه مسخن بود و مغسول وى مجفف بود بىلذع . چون بشويند و بپاشند ، سوختگى آتش را نفع دهد و گوشت زياده بخورد ؛ و چون بر موضعى پاشند كه از آن خون روان باشد ، باز ايستد ؛ و ميل كردن آن مهلك است ؛ و علامت ميل كردنش آن است كه دهن جوشش كند و