تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
سعفه را نافع بود و مردارسنگ و نارپوست و زرآوند طويل و زردچوبه برابر با دوچندان حنا كوفته و بيخته در سركه و روغن گل حل كرده و طلا كردن سعفه اطفال را نافع بود و سام ابرص را خشك كرده و سحق نموده با روغن زيت طلا كردن مفيد بود . و مسحوق آن را اگر در روغن بريان كرده طلا كنند بهتر بود . و سرگين فيل را سوخته با روغن گل طلا كردن مفيد بود . و همچنين زهره خوك را با عسل طلا كردن . و سعفه موروثى علاج و اصلاح تام نپذيرد و مع ذلك تيزاب‌كارى را اندر آن اثرى نيك بود بر خلاف دستور . حكايت : در هرات شخصى را ديدم سعفه بر تمام سر پديد آمده بود . به هيچ علاج اصلاح نمىيافت . استاد علاء الدين هندى جراح ساكن هرات آن شخص را بيهوش دارو داد و تمام پوست سر او را برداشت و پوست تازهء سگ به جاى آن نهاد و دوخت و در وقت بست و مرهم و طلاها بر محل وصل مىنهاد و ضمادهاى روياننده مىبست و غذاهاى مناسب جراحت مىخوراند مدتى را آن پوست وصل يافت و بروييد . از سلطان حسين بايقرا منشورى در آن باب استد و اين از عجايب است .

حصف

بثور بسيار بود سوزاننده و سخت كوچك و سرخ . و سوختن آن همچو سوختن خليدن سر خار باشد و از اين جهت بعضى آن را شوكيه گويند . و اين بثور بر اعضاى بسيار عرق و قليل الغسل و اعضايى كه چرك آن را نيك دور نسازند پديد آيد به تخصيص در هواهاى گرم . و گويا كه مادهء آن امسام عرق است كه لطايف آن ترشح مىكند و آن در جلد محتبس مىماند و گاه باشد كه خشونتى مثل خشك ريشه در پوست پديد آيد و خارش و سوزش اندك خصوصا آنجا كه عرق ريخته باشد و هيچ دانه با آن ظاهر نشود . علاج آن را كه اين مرض بسيار مىافتد و خلطى فضلى غالب باشد تنقيه كنند اولا و بعد تقليل اخلاط حاده غسل كنند محل را به آب‌هاى سرد و رفع وسخ به آب‌هاى گرم و شستن تن به آرد باقلا و عدس و درون خربزه ممزوج كرده نافع بود و همچنين به گل سرشوى و لعاب خطمى ممزوج و مجرب است و حنا در آب كاسنى سرشته هم نهادن بسيار مفيد بود . و غذاى سرد و تر خوردن و انار و آلو و امثال آن و اندر مسكن خنك استراحت كردن و تن را خنك داشتن و منع عرق كردن به استعمال دوا و غيره جمله نافع آيد . و طلا كردن روغن گل با مورد يا مسكهء تازه يا كتيرا خلط كرده سخت نافع آيد . و آنجا كه فضله كم باشد حاجت به تنقيه نيفتد و اغتسال و طلاها و منع عرق كافى باشد . و گاه باشد كه مرض قوىتر افتد و در طلاها سركه و روغن داخل بايد ساخت . و گاه باشد كه متقرح گردد به مرهم اسفيداج و امثال آن علاج بايد كرد و اگر سخت ريش و مفسد شود ، علاج ريش سعفه و امثال آن بايد كرد .

بنات الليل

بثرهاى غالب كوچك و همرنگ تن باشد كه اكثر به سطح تن پديد آيد با خاريدن و درشتى پوست گاهى كه در شب‌هاى سرد سرما به پوست تن رسد و پوست را درشت سازد و مسام را ببندد تا بخارات هضم غذا و غيره در جلد محتبس گردد . بنابراين به تازى آن را بنات الليل خوانند و