تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
همين نوع ملاحظه مىكنند تا تمام رطوبت آن زايل شود و به صلاح آيد . و به زعم من آن است كه در اواخر كه نبض و نفس و قوت به حال اصلى بازآمده باشد اگر جهت دفع رطوبت زايده آبله و زودتر به صلاح آمدن آن مراهم آبله قدرى به دستور بمالند نافع بود . و آنجا كه اسهال پديد آيد اجزاى غذاى وى را آنچه ممكن بود نيم بريان كرده بايد پخت و سفوف الطين اندر رب قابض بايد دادن قبل از كشكاب و غذا و به زعم من فادزهر حيوانى اندر رب قابض سوده مناسب بود و احتياط از نرم شدن شكم بعد پنجم اندر آبله و حصبه به واجبى بايد كرد كه مضرت اسهال اندر اين هر دو مرض عظيم بود . و اندر اين ملك خشك ريشه‌هاى آبله را با نبات سوده اگر بخورد اطفال تندرست مىكند و آفت هواى عفن مولد آبله را از ايشان بازمىدارد و اگر آبله بر مىآورند اندك و كم‌مضرت مىباشد .

حميقا

نوعى است ميان حصبه و جدرى . اعراض و علامات آن همچو اعراض و علامات اين هاست ، ليكن در جميع وجوه اسلم است از آن‌ها و اندر هواى مولد حصبه اطفال مرطوب و آن‌ها را كه تدابير ترىفزايد دارند افتد و اندر هواى مولد آبله اطفال صفراوى و آن‌ها كه تدابير خشكىفزا دارند افتد . علاج آن قريب به علاج حصبه و آبله بود و اندر اين ملك آن را كورآبله گويند يعنى آبله‌اى است كه آب نمىگيرد و خشك ريشه قوى برمىآورد . و سه نوع ديگر بثره اندر ملك رى ديدم كه علامات و اعراض آن‌ها غير از وضع و هيات قريب به حصبه و آبله است : يكى را تيفك گويند جهت مشابهت بخار و آن بثرهاى غالب خورد سر تيز همچو خار نرم و از پوست برآمده چنانچه دست كه اگر دست بر تن مالند درشتى آن محسوس مىگردد و لون آن اندكى از لون تن به سرخى گرايد و اندكى مىخارد و هيچ آب نگيرد و هيچ بزرگ‌تر نشود و خشك ريشه نكند و به خود تحليل پذيرد و به آخر دفع شود . ديگرى را خشخاشك گويند هم جهت مشابهت و آن بثرهاى غلبه بود خرد و سفيد همچو دانه خشخاش و اندكى از پوست تن برداشته تر شود و هيچ آب نگيرد و بخارد و خشك ريشه نكند و به خود تحليل پذيرد و به آخر دفع شود . و ديگرى را مرواريد گويند هم جهت مشابهت و آن بثرهاى غلبه متفرق بود و شبيه به مرواريد پس ريزه و از پوست برآمده تر نمايد و از اول حال همچنان بروز كند و هيچ قدر نخارد و آب نگيرد و صافى تر از آبله رسيده بود و هيچ خشك ريشه پيدا نكند و بزرگ‌تر نشود . و اين هر سه نوع كم‌خطر باشند و بروز اين نوع اخير گاهى زودتر افتد و گاهى ديرتر . و اما بروز آن دو نوع ديگر در اواخر تب‌ها و اكثر بعد چهاردهم افتد با تب و بحران ناقص و جمله با عرق بروز كنند . علاج اين هر سه نوع به دستور علاج حصبه و آبله نيكو آيد و اندر تب جمله چون بروز اين‌ها دير واقع است اشتباه به تب بلغمى و صفراوى مزمن بسيار واقع شود و احتياط عظيم اندر تشخيص بايد كرد و اللّه اعلم .

ساير بثرها

بدان‌كه بثره عبارت است از مطلق ورم‌هاى كوچك
خلاصة التجارب ( طبع جديد ) — صفحة 287 | بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين ) / محمدرضا شمس اردكانى / عبدالعلى محقق زاده / زهره ابوالحسن زاده / پويا فريدى