به محل خود معلوم گردد ان شاء اللّه تعالى .
احوال بحرانها
بدانكه بحران در لغت يونان و سريانى عبارت است از حكم فاصل كه بدان يكى از متخاصمين بر ديگرى غالب گردد و در اصطلاح اطبا عبارت است از تغيرى عظيم كه حادث شود مريض را به صحت يا هلاك دفعت .
وجه تسميه اين حال بحران آن است كه ميان طبيعت و مرض كوششى واقع است شبيه به تخاصم دو شخص و فصلى البته در ميان ايشان واقع است كه اين تغير مذكور لازم است و چون آن حكم فاضل ملزوم مشاهد نيست و اين لازم مشاهد است اطلاق بر شاهد لازم نمودند نظر به ملزوم غير مشاهد .
و حصول اين تغير بر نه وجه بود .
يكى آنكه ماده مرض آماده شود جهه دفع و طبيعت به يك بار قوت يابد و ماده را به وجهى دفع كند به زودى و مزاج مريض به صحت تام مبدل گردد و اين را بحران نيكو و كامل گويند .
دوم آنكه ماده مستولى گردد و طبيعت از مقاومت با آن به يك بار عاجر آيد و مريض هلاك شود و اين را بحران بد و تام گويند .
و اين هر دو قسم اندر امراض حاره افتد كه مدت آن تا چهار روز يا هفت روز يا چهارده روز بود .
سوم آنكه طبيعت قوت يابد و ماده را به اطراف بدن دفع كند و از آن مرض صحت يابد و ليكن به مرض ديگر گرفتار شود سهلتر از اول و يا صعبتر و اين را بحران تام انتقالى گويند جهت تبديل تام از حال اول .
چهارم آنكه طبيعت در مدت دراز اندكاندك قوت مىگيرد و ماده مرض به تدريج كم مىگردد تا آنكه طبيعت تمام قوت گيرد و مزاج مبدل گردد به صحت . و اين در امراض مزمنه بود كه مدت آن از چهل روز متجاوز است و اين را بحران محلل گويند .
پنجم آنكه طبيعت در مدت دراز اندكاندك ضعيفتر مىشود و مرض مستولى مىشود تا استيلاى آن غلبه گردد و هلاك پديد آيد و اين را ذبول و ذوبان گويند و اين نيز در امراض مزمنه مىباشد .
ششم آنكه طبيعت دفعت تغيير يابد به حالى بدتر و آن را به دفعت ديگر يا دفعات آن را تمام كند به خوبى و آن تغييرات را بحران مركب ناقص محمود خوانند .
هفتم آنكه طبيعت دفعت تغير يابد به حالى بدتر و آن را به دفعت يا بدفعات تمام كند به بدى و اين را نيز بحران مركب ناقص گويند ليك غير محمود .
و اين هر دو قسم در مرضهاى غير حاره و غير مزمنه كه مدت آن كمتر از چهل روز بود .
هشتم آنكه اندكاندك آثار خير از قوت طبع و امثال آن پديد مىآيد در غير مرض مزمن پس به يك بار طبيعت قوت كند و دفعت تغيير يابد به صحت تام .
نهم آنكه اندكاندك آثار بد از ضعف و امثال آن پديد مىآيد در مرض مزمن پس به يك بار طبيعت عاجز آيد و تغيير يابد دفعت به هلاك .
و اين دو قسم هم داخل بحران مركب باشد ليكن اول محمود باشد و دوم مذموم .
و فرق ميان اينها و محلل او از بول ظاهر است .
و بدانكه همه بيمارىها را چهار حال بود و هر حالى را وقتى است مقرر .
اول حال پديد آمدن مرض است و آن را وقت ابتدا گويند و بعضى مدت آن سه روز اول را دانستهاند .
دوم حال فزودن بيمارى است و آن را وقت تزايد