تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
گر باعث آن حرارت بيحد شد * از مضمضه كردن لعاب سبيوش با شيره تخم خرفه بر طرف خواهد شد * علاج امراض حلق مراد به حلق
فضائى است كه در آن لهات و لوزيتن و مرى و قصبه شش بود

ورم اللّهاة

ورم اللّهاة يعنى آماس ملازه و آن جسمى است از بالاى حلق آويخته شبيه به پرده رباعيه
اى از ورم ملازه احوال تو بد * كر ماده خون بود ركت بايد زد و آنكه ز سماق غرغره بايد ساخت
چندانكه شوى خلاص از اين علّت بد

صفت غرغره

صفت غرغره مذكوره سماق مشتى در يك پياله آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و قدرى كلاب ضم كرده نيمكرم غرغره كنند

استرخاء اللهاة

استرخاء اللهاة يعنى سست شدن ملازه

رباعيه

سستى ملازه گر ترا عارض شد * بلغم چو بود ماده ان بىرد ورد بايد ز براى غرغره نزد حكيم
خردل بسكنجبينت از ما لا بدّ

صفت غرغره

صفت غرغره مذكوره خردل ده مثقال نيمكوب ساخته در يك پياله آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و بده مثقال سكنجبين كه صفتش در وجع السن مذكور شد آميخته نيمكرم غرغره كنند

استرخاء اللوذتين

استرخاء اللوذتين يعنى سست